• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...

انتخابات تمام شد

بله انتخابات تمام شد. هر کسی چیزی می گوید و خیلی ها هم در سکوت و بهت فرو رفته اند. امروز یکی از کارمندان دانشگاه را دیدم که به دو نفر از اساتید با طعنه می گفت اینهمه به زمین و آسمان زدید فقط برای هفت هزار تا رای؟! دیگری از نتیجه اظهار نارضایتی می کرد، در حالی که خود پای صندوق رای بوده و نتیجه نهایی با نتیجه صندوقی که خودش آرا را شمرده است مطابقت دارد. یکی می گوید من به آقای احمدی نژاد رای دادم به خاطر شجاعتش! دیگری می گوید میرحسین مظلوم واقع شد. با اینکه حتی متهم به یک ریال دزدی از بیت المال نشد، گرفتار شعار مبارزه با فساد شد. یکی می گوید خوب شد خاتمی کاندیدا نشد. آن یکی می گوید این اصلاح طلب ها برای همیشه به ... فرستاده شدند. آن یکی می گوید این. این یکی می گوید آن!
من گمان میکنم این انتخابات برای همه درسهای بزرگی داشت. به نظر من آقای احمدی نژاد و دوستانش باید بدانند که این پیروزی آنقدرها شادمانی ندارد که مخالفین را با طعنه سرافکنده نمایند. آقای موسوی و طرفدارانش یا به عبارت دیگر مخالفین آقای احمدی نژاد هم باید بررسی کنند که چرا علی رغم آنهمه حرفهای قشنگ نتوانستند آرای مناسبی بدست آورند.

1388/03/23

تعداد بازدید:1550
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.