• گویند روزی پدری فرزند افسرده خود را به نزد طبیب برد و از او راه چاره خواست. طبیب دستور به آن داد که هر آنچه بیمار میبیند باید سبز باشد.


    ادامه مطلب...



  • پرده پندار و توهمات کشیده شده بر رخ حقیقت در نظر خودپرستان به گونه ای است که امکان هرگونه رهیابی به نتیجه ای معقول و روشن را سلب می کند.


    ادامه مطلب...



  • زهره ندارم که باز کنم پس از آن زمان طولانی که بسته ام چشمانم را! زهره ندارم که پاسخ گویم ترا! زهره ندارم که بپرسم چرا! زهره ندارم که پای نَهَم تاریکی شب را!


    ادامه مطلب...



  • ای چرخ گردون! ای خداوندگار آهنگری که همه به اذن تو می دمند و می گدازند و داغ می شوند! این منم آن آهنی که اکنون فولاد گشته و وجود ذره ذره این دکان بسته به وجود من است!


    ادامه مطلب...



  • چندی قبل با آنان که دوستشان داشتم تماس می گرفتم و یقین می یافتم که شادند و بی آنکه چیزی بگویم با لحن دل انگیزشان آرام می یافتم که حلالم کرده اند.


    ادامه مطلب...

پرده پندار

یکی از اساتید بزرگ قدیمی ام که امکان حضور در محضر شریفشان را ندارم و آرزومند سلامتی و بهروزی برایشان هستم می فرمودند که سخت ترین کار دنیا صحبت کردن با خودپرست است! پرده پندار و توهمات کشیده شده بر رخ حقیقت در نظر خودپرستان به گونه ای است که امکان هرگونه رهیابی به نتیجه ای معقول و روشن را سلب می کند. امر به معروف و نهی از منکر که در توصیه های دینی برای آن ارزش بسیار قائل شده اند خروج پیامبران و اولیاء الله در مقابل خودپرستانی چون فرعون و نمرود و یزید است که گویا حتی آنان نیز نتوانستند با خودپرستانی چنین به نتیجه ای برسند و شاید هدف آنان از وارد شدن به چنین ماجرایی فقط بیداری و آگاه سازی دیگران بوده است.

عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست

سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست

تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست

پردهٔ پندار می‌باید درید
توبهٔ زهاد می‌باید شکست

وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پای‌بست

ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست

تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست

مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا حشر گردانیم مست

پس چو عطار از جهت بیرون شویم
بی جهت در رقص آییم از الست

نکند خودپرستی آرام بر دیدگانم بنشیند و جز پرده پندار نبینم!

1396/11/10

تعداد بازدید:696
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.

امید - 1396/11/14:
- سلام.
از شمس می‌نويسی و با ماه می‌پری
در مشت سيب سرخی و بر پشت خنجری
موی طلايی تو کجا روی من کجا
هندوی سبزه را چه به بازار زرگری؟
من در کدام پرده فراخوانده می‌شوم
خود پرده می‌کشانی و خود پرده می‌دری
تا راه می‌زنم که ببينم، مخالفی
تا آه می‌کشم که بگويم، مکدّری
تو، لذت مکاشفه در باغ‌های مست
من، قفل زنگ‌خورده جا‌مانده بر دری
هم در غزل، غزال تو را جُست رودکی
هم در قصيده، قصد تو را داشت انوری
کابوس ردّ پای تو را خواب ديده‌ام
از هرچه بگذريم ... مبادا که بگذری!
احسان افشاری
پاسخ: سلام
بسیار زیبا. سپاسگزارم.

دانشجوی قدیمی - 1396/11/13:
- مهمونهاي عزیز، مطلبی که آقای دکتر اینچنین زیبا شرح دادند، پرده پندار در نظر خودپرست بود، شایسته تر این بود که هرکس در خلوت خودش، خودش رو نقد کنه تا ديگران رو.
پاسخ: سلام
حالا شاکی نشید متن کاملا واضحه که من برای خودم نوشتم یکی از دوستان من هم که محبت داشتن خواستن یه بار دیگه تاکید کنن که متن برای خود من نوشته شده.

یه دانشجوی فارغ التحصیل - 1396/11/12:
- باید بگم این دوست دکتر خوبه که همین جملاتی رو که به دکتر گفته رو به بقیه دوستان هم بگه و پاسخ اونا رو با پاسخی که اینجا گرفته مقایسه کنه تا خودپرست و خودپرستی رو بهتر بشناسه.
من هم اجازه دارم تجربیات شخصی خودمو بگم که بله ایشون درست میگن وقتی به محیطهایی که آقای دکتر توش حضور دارن دقت کنید میبینید که توجه زیادی به ایشون میشه فارغ از موقعیتی که ایشون دارن مثلا تو دانشگاه آزاد ایشون هیچکارن ولی رئیس دانشکده و مدیرگروه هم به ایشون از پایین به بالا نگاه می کنن اما این دلیل نمیشه که آدم فکر کنه ایشون هم از بالا به پایین به اونها نگاه میکنه. مهمترین خصوصیت ایشون اینه که حواسش به همه چیز و همه جا هست و بقیه بچه ها هم یادشون نرفته که دقیقا استادی که میومد سر کلاس و غیر مستقیم در مورد ایشون بد میگفت دکتر همیشه از ایشون تعریف می کرد و قابلیتهاشو بزرگتر نشون می داد . بعد همه بچه ها اعتقاد داشتن که بقیه استادا سعی می کنن ادای دکتر رو در بیارن و شبیه به اون بشن ولی نمیتونن!!!
پاسخ: امان از توجه ها و احترامهایی که آدم لیاقتشو نداره!

امید - 1396/11/12:
- سلام چه تفاهمی جناب دکتر میان شما و میهمانان اتاق من برقرار شده.
دست روی نقطه ای گذاشتید که میهمانا شما بر ان احتمالا اتفاق نظر دارند.
خوش بحال تان که به دریدن پرده پندار نزدیک شده اید.
از علائم مردان خداست قطعا.
موفق باشید خدا نصیب من هم بکند

پاسخ: سلام من دقیقا متوجه منظور شما نشدم و اینکه شما از کجا متوجه اتفاق نظر میهمانان اتاق من شدید؟

یک دوست - 1396/11/11:
- متاسفانه شما هم خود پرست تشریف دارین .همیشه به دوبریهاتون و دوستانتان از نگاه بالا به پایین مینگیرید.در صورتیکه عاقبت کار یک متر خاک و یک کفن ناقابل میباشد.
یک کم از غرور کاذب و خودپرستی و خودشیفتگیت کم کنید زیباتر میشوید.
پاسخ: سلام
چشم سعی خودمو میکنم. شما هم دعا بفرمایید. اگر به واسطه خودپرستی من حقی از شما تضییع شده است آمادگی دارم تا دیر نشده جبران نمایم.

.... - 1396/11/10:
- صحبت كردن با شما هم مثل انان سخت است 💐
پاسخ: دیر دعا کردم که خودپرست نشوم.