• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...



  • سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان با فاصله ای نه چندان از خانه مان در کوی ویلا بود که گهگاه به آن سر می زدم.


    ادامه مطلب...

رندان راه - کلام بیست و چهارم: مراد

آموزگار بالاست
آموزگار نیک پایین
جوینده پایین است
جوینده نیک پایین تر
آندم که گمان کند بالاتر است
دیگر نسزد ماندن بالاتر از آنکه خود بالاست
و به رسم ساده دلان چون نیکان پایین است

پس چه باید کرد؟!
سفر جوینده را با یافتنی های تازه تر انتظار می کشد
گفتم انتظار یاد تو افتادم
سلام به تو ای آنکه کلام انتظار با تو معنا می یابد
و من جوینده توئی هستم
که یافتنت را هرگز محال نمی دانم
سلامم را به هر ذره از این عالم هدیه می کنم
شاید نشانی از تو داشته باشد

توئی که آموزگار ساده دلانی
پس تو را در پایین جستجو می کنم
چرا که تو نیکی و راهبر ساده دلان
پس چون راهبران ساده دل
تو را در انتها می جویم
و تو را خواهم یافت
چرا که جوینده یابنده است
به شرط آنکه در بالا و بالایی چون جویندگان خود را ننماید
و در پایین و پایینی ترا بجوید.

1393/10/19

تعداد بازدید:1051
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.