• ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...

زمانه عسرت

چه روزگار غریبی است زمانه عسرت! در زمانه عسرت همه خمود و نا امیدند. در زمانه عسرت همه سر در گریبان و گرفتار درد چه کنم چه کنم می شوند. در زمانه عسرت همانقدر که مغلوب میدان جنگ در باتلاق ناامیدی و غم فرو می رود، فاتح آن رزم هم احساس زیان می کند. در زمانه عسرت هیچکس نمی داند که در پشت دروازه کهنه از گذر زمان زندگی چه چیز در انتظار ماست. در زمانه عسرت دیگر کار و تلاش و سعی انسان نیست که ثانیه های آینده را رقم می زند. در زمانه عسرت شاید یک معجزه، شاید آه یک کودک یتیم یا بیداد یک مظلوم و شاید دعای مردان خدا که راهی به آنسوی آسمان دارند کارساز باشد. باید دعا کنیم که گرفتار زمانه عسرت نشویم آن زمانه ای که سکوت بالاترین فریادها است و مرگ نشانی از زندگی. باید دعا کنیم که زمانه عسرت را تجربه نکنیم آن زمانه ای که آب سربالا می رود و روز سیاه است و شب روشن و نورانی، آن زمانه ای که دیگر شاعران وارث آب و خرد و روشنی نیستند. چه روزگار عجیبی است زمانه عسرت!

1388/06/11

تعداد بازدید:1741
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.