• عقل از کف داده و دل در دست گرفته اند و از بزرگی این دل بهره برده و در پی کشف دور دستهای فیزیک و متافیزیک هستند. از غیب می گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل می دانند و از سرانجام تاریخ می نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

جمعه

پس از آنکه صبحگاهان خاموشی من را به نظاره نشستی دم غروب می توانست زمانی باشد که با آمدنت شب وصال رقم خورَد، اما باز هم نیامدی تا غروب جمعه غمگینی دگر را بشمارم. تو جمعه ات را با رطلی گرانتر به پایان بردی و نیاندیشیدی که برای من جمعه فقط جمعه است با همین پایان که می بینی...

روزها قاتلمن غیر از جمعه که خون ریز تره
حال و روزم جمعه ها از خود جمعه غم انگیزتره
کوچ کردی از من، قهر کردی حتما
یه زمستون سردم، بگو برمیگردم

شب ها بیدارم همه شب هایی که بی تو مُردم
همه زخمایی که همه عمرم از فراقت خوردم
همه رو پس می گیرم نه شوخی کردم
شهرزاد قصه ها بگو برمیگردم

پریشونم پریشونم پریشون
پشیمونم پشیمونم پشیمون

نذار اینجا برگم طعمه ی زردی پاییز بشه
فصل آخر بی تو قصه ای تلخ و غم انگیز بشه
دلبر مغرورم عشق بی دردم
ای تموم قصه ها بگو برمیگردم

روزها قاتلمن غیر از جمعه که خون ریز تره
حال و روزم جمعه ها از خود جمعه غم انگیزتره
کوچ کردی از من، قهر کردی حتما
یه زمستون سردم، بگو برمیگردم

پریشونم پریشونم پریشون
پشیمونم پشیمونم پشیمون

1396/11/06

تعداد بازدید:781
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.