• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...



  • سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان با فاصله ای نه چندان از خانه مان در کوی ویلا بود که گهگاه به آن سر می زدم.


    ادامه مطلب...

دکتر مرضیه رحیمی

امروز خانم دکتر مرضیه رحیمی از تز دکترای خود دفاع کردند. ایشان دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود را در دانشگاه صنعتی شاهرود ظرف مدت 12 سال پشت سر گذاشتند. در همه این مدت از کارآموزی دوره کارشناسی تا پروژه کارشناسی، پایان نامه کارشناسی ارشد و تز دکترای ایشان به همراهی و راهنمایی اینجانب انجام شد. شاید بد نباشد به چند نکته اشاره نمایم.

1- هوش و ذکاوت بالا، قابلیتها و استعدادهای فوق العاده، کسب درجات بالا از جمله شاگرد اولی در همه این دوران، همه و همه کوچک تر از آن بودند که در منش و پندار و گفتار و رفتار ایشان کوچکترین تغییر و دگرگونی ایجاد کنند.

2- در همه این دوران در بسیاری موارد با من اختلاف نظر جدی داشتند، هرگز حتی برای ثانیه ای ضمن حفظ و پایبندی به اصول خود کوچک ترین حرکتی نکردند که ذره ای دلخوری یا ناراحتی در من به وجود آورند.

3- سکوت تقریبا همیشگی، ادب و منش و روش پسندیده و نیکو بارزترین صفت و درجه ای است که در ایشان می توان یافت، بسیار بالاتر از درجه دکتری.

4- دوست داشتم سختکوشی و توانمندیهای ایشان نتایجی بسیار درخشان تر برایشان به ارمغان آورد. گمان می برم عدم پیروی از برخی توصیه های اینجانب که شاید هم صد در صد درست نباشند، ایشان را از آن نتایج درخشان دور کرد.

5- جنس فرهنگ با جنس تحصیلات متفاوت است. تحصیلات را مانند مال و منال می توان کسب نمود اما فرهنگ تکیه بر پشتوانه هایی دارد مانند پدر و مادر. ایشان بسیار خوش اقبالند.

6- بسیاری از همکاران دانشکده ایشان را ثمره کار خود در این چند سال می دانند و به خود می بالند. اساتیدی مانند آقای دکتر پویان، آقای دکتر حسن پور و خصوصا خانم دکتر مشایخی در این چند سال نقش بسیار مفید و ارزنده ای در مورد ایشان داشته اند.

7- امیدوارم به زودی دور میز جلسه دانشکده و گروه، ایشان را در کنار خود و به عنوان همکار ببینم.

روزی ملانصرالدین را دیدند که کودکان کوچه و برزن را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. از او پرسیدند که چرا چنین می کنی؟ ملا پاسخ داد: اینها آمده اند که ما برویم!

1396/09/29

تعداد بازدید:677
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.