• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...



  • سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان با فاصله ای نه چندان از خانه مان در کوی ویلا بود که گهگاه به آن سر می زدم.


    ادامه مطلب...

رندان راه - کلام بیست و هشتم: آرام

خاموشي دليل نمي خواهد.
اين فرياد است که دليل مي خواهد
چو مي دانيم خاموشي بر فرياد پيروز است
و آرامش بر کوشش
چه جاي فرياد است و کوشش؟!

فرياد نگاهها را بر ما مي کند
نگاهها سنگين اند و از جنس حجاب
حجابي که مستور مي کند ما را
و مي بندد هر روزنه اي از نور را
شهرت در تاريکي
ثروت در تاريکي
حرکت در تاريکي
و نهايتا وحشت در تاريکي
اين نيست آنچه من مي خواهم

آنچه من مي خواهم
تنهايي در روشنايي
قناعت در عنايت
آرامش در فروزش
و رقصي چون شعله هاي شمع
فروزان و سوزان
هم خويش را هم آنکه پاک انديش را!

1393/11/01

كلمات كليدی: حجاب - شهرت - ثروت - فریاد
تعداد بازدید:986
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.