• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...



  • سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان با فاصله ای نه چندان از خانه مان در کوی ویلا بود که گهگاه به آن سر می زدم.


    ادامه مطلب...

راستی یادم رفت

راستی یادم رفت که بگویم چگونه تیام تمیم شد. بعد از انتخاب اسم فرزند تازه وارد، که او را تیام نامیدیم. ثبت احوال و قوانینش نام برگزیده ما را نپسندیدند که این اسم نامی است دخترانه به معنای چشمانم و منسوب به الوار! جالب آنکه کارمند جزئی که در اداره ثبت احوال این مطلب را به اطلاع من رساند برخلاف رئیس و معاون اداره که انسانهای بسیار متشخصی بودند، بسیار ستیزه جو بود و متمایل به نمایش قدرتی که در دست داشت، گویی او بود که برای فرزندان دیگران اسم تعیین می کرد نه والدین کودک و البته قانون. طبق معمول مشاورین حقوقی بسیار توانمندی که دارم راه قانونی غلبه بر قانون ثبت احوال را برایم ترسیم کردند و مهیا، اما مسلما گذاردن نامی دخترانه برای پسرم معقول نبود و چنین بود که تیام بعد از ماهها شد تمیم به معنای استوار، راسخ و محکم.
در منازعه بین ارباب رجوع و کارمندان یک اداره دولتی یا خصوصی که ظاهرا قدرت اجرایی در دستان ارباب رجوع نیست، گاهی اصحاب قدرت چنان بر مسند قدرت تکیه می زنند و قانون را با سلایق شخصی خود می آمیزند که ارباب رجوع بیچاره خود را در مقابل با قانون می یابد و مصر بر دور زدن قانون می شود، غافل از آنکه این قانون بر اساس مستندات عقلی وضع شده و عمل به قانون اگرچه به ظاهر مغلوب شدن در مقابل آن شخص است ولی در واقع پذیرفتن حکمی است که بر عقل منطبق است و در مسیر منافع انسان.

1388/07/04

تعداد بازدید:1497
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.