• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...

دوستانی بهتر از آب روان

دوستی از دوستانم به علت موقعیت شغلی و برخی محدودیتها و شاید هم خود سانسوریهای مرسوم در این روزگاران نمی تواند آنچنان که هست همیشه خود را بنمایاند. نه آنکه اهل ریا باشد و دورویی! خوب می دانم که خود نیز از این وضعیت ناراضی است و گلایه مند! ولی چه می شود کرد که باید همرنگ جماعت بود. همانند من و شما و دیگران، او نیز اس ام اس هایی را به صورت روزانه و مداوم دریافت می کند که گه گاه اگرچه بسیار لذت می برد و مشعوف می شود ولی به علت خود سانسوریهای اشاره شده، از ارسال آن به دیگران و شریک کردن دیگران در ریسه رفتن هایش معذور می شود. برخی اوقات که بسیار حرفهای نگفته اش در دل و قلوه قلمبه می شود، آن اس ام اس ها را برای من می فرستد تا اندکی از درد آن بکاهد.

1387/12/03

تعداد بازدید:1667
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.