• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...



  • سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان با فاصله ای نه چندان از خانه مان در کوی ویلا بود که گهگاه به آن سر می زدم.


    ادامه مطلب...

جاذبه و دافعه

از بهترین و مفیدترین کتابهایی که در دوران نوجوانی خوانده ام کتاب جاذبه و دافعه امام علی علیه السلام نوشته شهید مطهری است. از همان دوران آموختم که جاذبه خوب است ولی در کنار دافعه. جاذبه و دافعه که منجر به ایجاد دوست و دشمن می شود می تواند ملاک خوبی برای انسان باشد که آیا در راه درست گام بر می دارد یا خیر؟ در واقع وقتی به اعمال و رفتار خود به منظور قضاوت و رفع عیوب خود می نگریم ممکن است به علت حب ذات یا اندک بودن اطلاعاتی که در یک فرد گنجایش می یابد نتوانیم قضاوت خوبی داشته باشیم. اما آنگاه که به دوستان و دشمنان خود می نگریم با گروه و دسته ای روبرو می شویم که به راحتی می توانیم از طریق آنان خود را ارزیابی کنیم و نهایتا به داشتن دوستانی اینچنین مباهات کنیم و از برخورداری دشمنی دشمنانی آن چنان شکرگزار خداوند باشیم یا بالعکس که باید در اصلاح خود بکوشیم.

1388/07/25

تعداد بازدید:1690
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.