• گرچه پاسي از شب گذشته است اما صدايي جز صداي نسيم شبانگاهي كه برگ درختان باغ را به رقص بهاري در مي آورد شنيده نمي شود. مردی میانسال که برف سالیان نه چندان زیاد بر سر و بام وجودش نشسته به زیر درخت بادام لمیده.


    ادامه مطلب...



  • خورشید آرام به پشت دیوار باغ می رفت و سایه بلند درختان کوتاه و بلند باغ آنقدر بر زمین پهن شد که دیگر درازای باغ گنجایش آن سایه های بلند را نداشت.


    ادامه مطلب...



  • بر سر در باغ تکه چوبی به دیوار کاهگلی کوفته اند و بر آن نوشته اند: "در باغ". همه چیز آرام و بی صدا ست جز همان صدای پای آب جویی که گهگاه با صدای پرنده ای نشسته به هر یک از هفت درخت باغ آذین می یابد. از هزارتوی قهوه خانه گوشه باغ ناله ای به گنگی به گوش می رسد.


    ادامه مطلب...



  • ساعتها به سخنانتان می اندیشم ولی پاسخ ندادنم را فقط به حساب آن بگذارید که حرفی نیست. خواستید بمانید و نگاههای ارزشمندتان را نثار در و دیوار این اتاق نمایید و اگر رفتید ...


    ادامه مطلب...



  • شب از نیمه گذشته است و من در سیاهی دود بعد از نیمه شب، موجهای رسیده به ساحل را می شمارم. صدای بی تابانه علی زندوکیلی افکارم را با خود همراه می کند و شمردن را فراموش می کنم. عدد معنی خود را از دست می دهد و موجهای علی الدوام زندگی به سینه ساحل می خوابند.


    ادامه مطلب...

اعتماد به نفس

برخلاف مرگ که میگن خوبه ولی واسه همسایه! اعتماد به نفس یک خصلت خیلی خوبه اما واسه صاحبش. بعضی ها اونقدر اعتماد به نفس دارن که درست چند ثانیه پس از پایان یک رقابت حتی اگه بازنده باشن خودشونو پیروز بدونن. یا اینکه در رابطه با دوستانشون این حس رو داشته باشن که خیلی از بقیه برتر هستن و این بقیه پایین انگاشته شده خیلی دوست دارن از محضرشون کسب فیض کنن. اگرچه این اعتماد به نفس بیش از حد باعث نوعی آرامش در شخص میشه، یه بدی هم داره اونم اینه که صاحب یه همچین اعتماد به نفسی هیچوقت به فکر اطلاح و بهبود شرایط خودش نیست.

1387/03/28

تعداد بازدید:1348
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.

جالبه!!! - 1387/03/30:
- آره واقعا اعتماد به نفس زیادی اصلا اصلا اصلا خوب نیست.
پاسخ: شكسته نفسي مي فرماييد.