• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...



  • سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان با فاصله ای نه چندان از خانه مان در کوی ویلا بود که گهگاه به آن سر می زدم.


    ادامه مطلب...

اعتماد به نفس

برخلاف مرگ که میگن خوبه ولی واسه همسایه! اعتماد به نفس یک خصلت خیلی خوبه اما واسه صاحبش. بعضی ها اونقدر اعتماد به نفس دارن که درست چند ثانیه پس از پایان یک رقابت حتی اگه بازنده باشن خودشونو پیروز بدونن. یا اینکه در رابطه با دوستانشون این حس رو داشته باشن که خیلی از بقیه برتر هستن و این بقیه پایین انگاشته شده خیلی دوست دارن از محضرشون کسب فیض کنن. اگرچه این اعتماد به نفس بیش از حد باعث نوعی آرامش در شخص میشه، یه بدی هم داره اونم اینه که صاحب یه همچین اعتماد به نفسی هیچوقت به فکر اطلاح و بهبود شرایط خودش نیست.

1387/03/28

تعداد بازدید:1749
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.