• گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...

ستایش

ستایش می کنم خالق هستی را که لذت شنیدن صدای پای آب را به من چشانید و عطر نم نم باران دوستانی بهتر از آب روان را! که تا بودند مرا مونس جان بودند و چون رفتند خاطرشان عزیز است هر دم. دو سال از غروب یکی از موهبتهای خداوند که در طول حیات، قسمت من و بسیاری از میهمانان اتاق من شده است گذشت. ستایش کنیم آن که این موهبتها را بی منت و آسان بر ما ارزانی داشته است و جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال را آن نهاد که شب فراغ نخفتیم لاجرم ز خیال.

دوباره نم نم بارون، صدای شرشر ناودون
دل بازم بی قراره

دوباره رنگ چشاتو، خیال عاشقی با تو
این دل آروم نداره نداره نداره

شبامو خواب نوازش، دوباره هق هق و بالش
گریه یعنی ستایش

ستایش تو و چشمات، دلم هنوز تو رو میخواد
دل بازم پر زده واسه عطر نفس هات

♫♫♫

اتاقم عطر تو داره، دلم گرفته دوباره
کار من انتظاره

یه عکس و درد دلامو، میریزه اشک چشامو
غم تمومی نداره نداره نداره

صدای باده و کوچه، داره تو خونه می پیچه
قلبم آروم نمیشه

بغل گرفتمت انگار، دوباره خوابه و تکرار
باز نبودی و من تکیه دادم به دیوار

ستایش یعنی این دیوونگی ها
شبیه حس خوب تو دل ما
نگا کن تو چشای بیقرارم
چقد این لحظه ها رو دوست دارم

تصور میکنم پیشم نشستی
چقد خوبه چقد خوبه که هستی
ستایش یعنی این حسی که دارم
نمی تونم تورو تنها بزارم

شعر و آواز از مرتضی پاشایی، خدایش رحمت کند.

1395/08/24

تعداد بازدید:1189
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.