• عقل از کف داده و دل در دست گرفته اند و از بزرگی این دل بهره برده و در پی کشف دور دستهای فیزیک و متافیزیک هستند. از غیب می گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل می دانند و از سرانجام تاریخ می نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

دهکده شلمرود - 1

فکر کنم همه اسم شلمرود رو شنیده باشن. از اونجایی که نمیخوام سوء تفاهم ایجاد بشه، همین اول بگم که این ده اون دهکده حسنی معروف نیست که خوتونو جای مردم ده بزارید و هر روز کامنت بزارید که چرا اسرار زندگیمونو بر ملا کردید! به خاله ام یا دائیم توهین کردید! من از شما اینو انتظار نداشتم یا یه چیز دیگه انتظار داشتم! شلمرود یه روستای خیلی خوش آب و هواست کنار همین تهرون خودتون. راسته خیابون حافظ رو که بیاید پایین، اون آب هویج فروشی میدون تجریش رو که رد کردید، سمت چپ یه جاده خاکی هست که مستقیم میاد جلوی حموم شلمرود. کدخدا به عنوان مهمترین شخصیت روستا عضو ثابت آفتابگیران جلوی حمومه به اضافه تعدادی پیرمرد دیگه که آمار حموم رفتن زن و مرد روستا رو دارن ولی عمرا راز کسی رو جز به دوروبریاشون و مردم ده فاش کنن. البته جوون های روستا که از نظر دسته اول جاهل های ده هستن هم عصرها که از سر کار بر می گردن به جمعشون اضافه می شن. تو شلمرود برخلاف روستاهای دیگه که معمولا دو خونواده عمده وجود داره و مردم با اسم طایفه شون شناخته میشن، هیچ کس نسبت به دیگری وجه تمایزی نداره و هر کس زندگی خودشو داره. در واقع مردم ده تو وصلت و معامله و رفت و آمد با دیگران هیچ کسی رو به دیگری ترجیح نمی دن. تنها راه ارتباطی شلمرود به دنیای خارج هم مینی بوس نارنجی رنگیه که صبح ها از ده حرکت میکنه میره شهر و عصرها هم مردم ده رو با خریدهایی که کردن مثل نون، لپ لپ، آب معدنی، شیر، ماست، آیس پک، مرغانه (تخم مرغ)، سبزیجات و میوه جات بر میگردونه به خونه. دیروز عصر که جلو حموم واستاده بودم، مینی بوس ده از راه رسید و مردم که داشتن پیاده می شدن یه دفعه چشم دوستم فرخ افتاد به یکی که واسش مثل بقیه نبود، چطور بود؟! به شما ربطی نداره مگه شما خودتون ...
ادامه دارد...

1387/06/12

تعداد بازدید:1662
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.