• بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...



  • شاید از معجزه عصای موسی بر دریا! اگر آنقدر هوای اتاق من خفه است که کلام جای خود دارد، حتی نفس بر سینه سنگینی می کند، همان نگویم بهتر است.


    ادامه مطلب...

دهکده شلمرود - 1

فکر کنم همه اسم شلمرود رو شنیده باشن. از اونجایی که نمیخوام سوء تفاهم ایجاد بشه، همین اول بگم که این ده اون دهکده حسنی معروف نیست که خوتونو جای مردم ده بزارید و هر روز کامنت بزارید که چرا اسرار زندگیمونو بر ملا کردید! به خاله ام یا دائیم توهین کردید! من از شما اینو انتظار نداشتم یا یه چیز دیگه انتظار داشتم! شلمرود یه روستای خیلی خوش آب و هواست کنار همین تهرون خودتون. راسته خیابون حافظ رو که بیاید پایین، اون آب هویج فروشی میدون تجریش رو که رد کردید، سمت چپ یه جاده خاکی هست که مستقیم میاد جلوی حموم شلمرود. کدخدا به عنوان مهمترین شخصیت روستا عضو ثابت آفتابگیران جلوی حمومه به اضافه تعدادی پیرمرد دیگه که آمار حموم رفتن زن و مرد روستا رو دارن ولی عمرا راز کسی رو جز به دوروبریاشون و مردم ده فاش کنن. البته جوون های روستا که از نظر دسته اول جاهل های ده هستن هم عصرها که از سر کار بر می گردن به جمعشون اضافه می شن. تو شلمرود برخلاف روستاهای دیگه که معمولا دو خونواده عمده وجود داره و مردم با اسم طایفه شون شناخته میشن، هیچ کس نسبت به دیگری وجه تمایزی نداره و هر کس زندگی خودشو داره. در واقع مردم ده تو وصلت و معامله و رفت و آمد با دیگران هیچ کسی رو به دیگری ترجیح نمی دن. تنها راه ارتباطی شلمرود به دنیای خارج هم مینی بوس نارنجی رنگیه که صبح ها از ده حرکت میکنه میره شهر و عصرها هم مردم ده رو با خریدهایی که کردن مثل نون، لپ لپ، آب معدنی، شیر، ماست، آیس پک، مرغانه (تخم مرغ)، سبزیجات و میوه جات بر میگردونه به خونه. دیروز عصر که جلو حموم واستاده بودم، مینی بوس ده از راه رسید و مردم که داشتن پیاده می شدن یه دفعه چشم دوستم فرخ افتاد به یکی که واسش مثل بقیه نبود، چطور بود؟! به شما ربطی نداره مگه شما خودتون ...
ادامه دارد...

1387/06/12

تعداد بازدید:1541
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.