اسماعیل
چندی پیش ÙØ±ØµØªÛŒ پیش آمد Ú©Ù‡ جمله ای از یکی از اساتید گذشته ام بشنوم Ú©Ù‡ تنها راه کمال یا یکی از راههای رسیدن به کمال، بخشیدن Ùˆ گذشتن از آن است Ú©Ù‡ بسیار دوستش Ù…ÛŒ دارید. چندی گذشت Ùˆ گردش روزگار در آن Ù„ØØ¸Ù‡ ای مرا بنهاد Ú©Ù‡ بین چیزی Ú©Ù‡ بسیار دوستش Ù…ÛŒ داشتم Ùˆ بخشیدن آن به دوستی Ú©Ù‡ او را نیز، چون پاندول به ارتعاش درآمدم. سخن استادم در گوشم زنگ زد Ùˆ پاندول را متوق٠کردم Ùˆ آن چیز دوست داشتنی را به دوست دوست داشتنی ترم هدیه دادم. چندی نگذشت Ú©Ù‡ خروار خروار Ùکر Ùˆ Ù„ØØ¸Ù‡ های خوب سرازیر وجودم شد. در این پندارم Ú©Ù‡ ابراهیم Ú©Ù‡ از اسماعیل گذشت Ú†Ù‡ Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª کرد؟! پدر ایمان Ùˆ تسلیم نام Ú¯Ø±ÙØªÙ† شاید برای تجربه ای Ú©Ù‡ ابراهیم از سر گذراند بسیار اندک باشد.طریق کام جستن چیست ترک کام خود Ú¯ÙØªÙ†
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی
خواستم بگویم چندی طول کشید تا امروز پری را دوباره پس از سالها دیدم. داداشی Ùˆ علی عابدینی Ùˆ پری بازیگران مهرجویی را با دقت نگریستم. کاش Ù…ÛŒ شد بازیگران خوبی برای Ùیلم زندگی به کارگردانی خداوند باشیم.
1396/06/10
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی