• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

آقای دکتر مهدی یعقوبی

امروز آقای دکتر مهدی یعقوبی از تز خود دفاع کردند. چهار سال به سرعت برق و باد گذشت و ایشان توانستند ثمره زحمات این چهار سال را به خوبی دریافت کنند. بسیار دانشجویان دیگر این روزها دفاع کردند و موفق به اخذ یک مدرک کاغذی شدند و به همان جایگاه چهار سال پیش خود بازگشتند. اما ایشان از روز اول مشغول پیاده سازی یک زورق کوچک شدند و آن را آنقدر بهبود بخشیدند که امروز ایشان صاحب یک کشتی عظیم و مدرن با قابلیت ارائه به بازار و همچنین مناسب برای کار تحقیقاتی هستند.

نکته اول: روزی که از دانشجویان مستعد خود می خواهم بنشینند و یک زورق کوچک بسازند، بسیار کسان با خود می اندیشند که این کار عبث است و کار دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری چیز دیگری است. بعضی آن را بیگاری می نامند و دیگران گمان می کنند من قصد سوء استفاده از آنان جهت انجام یک کار تجاری برای شخص خودم را دارم. دیروز از آقای یعقوبی پرسیدم در این چهار سال چند بار چنین اندیشیده اند و ایشان پاسخ دادند بسیار! نکته اینجاست که اگر دانشجویی واقعا قدرت و توانایی انجام کار حرفه ای قابل عرضه به بازار را دارد، خوب برای چه برای خودش این کار را نمی کند و این همه فارغ التحصیل بیکار داریم که در نهایت مشغول کار اپراتوری اند؟! ثانیا مگر می شود یک نرم افزار یا سخت افزار تجاری را با نیرویی ساخت که فقط دو یا چهار سال با شما کار می کند؟! از حق نگذریم که در این پندار من بی تقصیر نیستم! چرا که همیشه سعی می کنم این فکر را به دانشجویانم القا کنم که کارشان برای من خیلی مهم است و نتایج آن بسیار مفید است با این هدف که جدیت کار آنان را بیشتر کنم و امید را در آنان زنده نگه دارم. آقای یعقوبی می گوید هنرپیشه خوبی هستم و نقش خود را خوب بازی می کنم. امروز ایشان ما را ترک می کند در حالی که خود صاحب دو نرم افزار بسیار حرفه ای و عالی است و من از امروز به بعد در آن هیچ سهمی ندارم. مگر می شود با نرم افزاری که برنامه نویس آن برای شما کار نمی کند کار تجاری کرد و به دیگران تعهد سپرد؟! سهم من همه آن پنداری است که دانشجویانم درباره ام می توانند داشته باشند و در پچ و واپچ های خود یا از سر ناتوانی به من دشنام گویند یا زرنگ بازی خود را به رخ بکشند که چگونه از زیر بار سوء استفاده من فرار کرده اند. اما با همه این حرفها حاصل آنان چیزی جز برگشتن به پشت همان میز قبلی شان نخواهد بود. کاش آنان نیز دشنام می دادند ولی می فهمیدند!

نکته دوم: چنانچه در مطلب قبلی اشارت کردم، استاد نوع سوم بودن مشقات بسیار دارد هم برای استاد که آنقدر زیاد است که ترجیح می دهم همچون گذشته تحمل کنم و هیچ نگویم و هم برای دانشجو. دانشجویی که این مسیر بر می گزیند، مسلما مشقات بسیاری را باید تحمل کند چرا که بدیهی است ساختن زورقی که باید روی آب شناور شود بسی دشوارتر از زورقی است که حتی روی خشکی هم قرار نیست شناور باشد. فقط کافی است بتوانید داستانی را روی کاغذ بنویسید که از نظر نگارشی اشکالی بر آن وارد نباشد!

نکته سوم: در مطلب قبلی اشارت کردم که استاد نوع سوم و دانشجویانش اگرچه با مشقات بسیار مواجه هستند، اما در پس این رنج گنجی نهفته است و دانش و ثروت بسیار به همراه دارد. جناب آقای دکتر یعقوبی امروز علاوه بر داشتن دو نرم افزار ارزشمند که سبک کار و برنامه نویسی ایشان را کامل متحول کرده اند، با داشتن 3 مقاله کنفرانسی، چهار مقاله علمی پژوهشی پذیرفته شده و دو مقاله علمی پژوهشی دیگر که در شرف پذیرش هستند موفق به دریافت بالاترین نمره دانشجویان دانشکده شدند.

نکته چهارم: تاکید می کنم که موفقیتهای ایشان سهم تلاش و شجاعت خودشان در برگزیدن یک راه صحیح است و بنده کمترین سهمی برای خود قائل نیستم چرا که همین امروز یک دانشجوی دیگر من دفاع فرمودند ولی از فردا باید همان کاری را بکنند که قبلا می کردند. انتخاب و پایداری خود افراد است که سهمشان را از بهشت تعیین می کند. من فقط موظف به راهنمایی و نشان دادن راه هستم و اینکه مسیر اشتباه را تایید نکنم حتی به قیمت از دست دادن با ارزش ترین و عزیزترین موهبتهای زندگی ام.

نکته پنجم: فراموش نکنید به ایشان دکتر یعقوبی نگویید و حتما از عبارت آقای دکتر برایشان استفاده کنید. دلیلش را هم می توانید از خود ایشان بپرسید.

نکته ششم: تعدادی عکس و فیلم از ایشان در اینستاگرام به اشتراک گذاشته ام که جالب توجه هستند.

نکته هفتم: ...

پاینده باشید

1396/06/08

تعداد بازدید:1984
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.