ای گزیده یار
در رهت شدم راه نشین تا آنکه بینم روی تو. نآمد ز کویت سویی از رویت. نشینم تا کنم سرمه به چشمانم هر ذره خاک Ú©ÙˆÛŒ تو.ای گزیده یار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
ای دل Ùˆ دلدار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
می گریزی هر زمان از کار ما
در میان کار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
چند بارم وعده کردی و نشد
ای صنم این بار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
زØÙ…ت اغیار آخر چند چند
هین Ú©Ù‡ بی‌اغیار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
ای دریده پرده‌های عاشقان
پرده را بردار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
ای ز رویت گلستان‌ها شرمسار
در Ú¯Ù„ Ùˆ گلزار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
ای دل اندک نیست زخم چشم بد
پس Ù…Ú¯Ùˆ بسیار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
ای که در خوابت ندیده خسروان
این عجب بیدار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
شمس تبریزی Ú©Ù‡ انوار از تو ØªØ§ÙØª
اندر آن انوار چونت ÛŒØ§ÙØªÙ…
1396/05/31
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی