• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

برزخ - 4

چندی پیش مهدی زنگ زد و گفت دو هفته دیگه تهران تو نمایشگاه غرفه دارن و پارسال که نشد برم غرفه شون امسال برنامه ریزی کنم و برم. دائم رو مخم بود که یادم نره و کارامو راست و ریس کردم و یک روز قبل از زمان نمایشگاه رفتم تهران. تا به تهران رسیدم مشغول کارام شدم و شب هم تا دم صبح بیدار بودم و همون شب مطلب یاد تو رو برای اتاق من نوشتم. فرداش هم به اینطرف و اونطرف رفتم و نهایتا شب زود خوابیدم که فردا تو راه خسته نباشم....

سوی تو می آیم همین فردا
از کوچه تنهائیم هرگز نپرسیدی
قبل از اذان ظهر فردا می زنم پرسه به هر برزن
یاد تو با من شهرتان بر باد خواهد داد

به ورودی شاهرود رسیدم، مثل همیشه از جلوی پلیس راه رد شدم و یه نگاه به ماشینهای پارک شده جلوی پلیس راه انداختم. یه پیامک روی گوشی ام اومد، مهدی بود که نوشته بود فردا روز آخر نمایشگاهه نمیای پیشمون؟!

دو روز دنیا برام، قفس تر از قفسه
بهم نفس برسون، هوام دوباره پسه

هوامو داشته باش، میگن تو مومنی و
دم مسیحایی ات نفس تر از نفسه

من که یادم رفته، چی دردمه چی دوامه
برام مهم هم نیست، کی نیستش و کی باهامه

همیشه میلنگه یه جای زندگیم
یه مرگ تازه میخوام به جای زندگیم

نذار که کشته ی این زهر گزنده شم
می خوام تو این بازی یه بار برنده بشم

1396/05/03

تعداد بازدید:1565
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.