صداي پاي مرگ
هرگز چنين Ù…ØÙƒÙ… Ùˆ استوار صداي پاي مرگ را بي رØÙ… Ùˆ ØØ±ÙŠØµ نشنيدم كه امروز در چهل Ùˆ دومين زادروز ØÙŠØ§ØªÙ… مي شنوم. شب از نيمه گذشته است Ùˆ من كه عمري به دنبال صداي پاي آب گشتم صداي پاي مرگ نه گوش كه گلويم را مي ÙØ´Ø±Ø¯.گويي كسي صدايم مي كند
شب از نيمه گذشته است
يك دو بايد برخاست Ùˆ Ø±ÙØª
به سوي مركز هستي
كه گريزان بوده اي عمري از آن
نه به Ú¯ÙØªØ§Ø± كه به كردار
نواي تولدي پر كرده است خانه ام را
كه نه من در پشت آن كيكم
Ùˆ نه شمعي مي گدازد تا Ø±ÙØªÙ† يكسال دگر ثبت كند
صداي آب مي آيد
صداي آب Ø±ÙØªÙ‡ Ú†Ù‡ بي تاب مي آيد
"بايد امشب بروم"
بايد امشب بروم تا پس صبØ
آن زماني كه دو گام از شب Ø±ÙØªÙ‡ است Ùˆ
من هنوز بي تابم
من هنوز بي خوابم
من دگر نمي خوابم
تا ...
عزيزانم دانشجويان گراميم كه براي زادروزم با نهايت صميمانه يك دنيا انسانيت برنامه تدارك ديده بوديد، Ú†Ù‡ خوب كه نمي دانيد در دلم Ú†Ù‡ ميگذرد Ùˆ Ú†Ù‡ سخت بود با آن كلام درشت نشنوم ØØ±Ù دلتان را Ùˆ چنين روي برگردانم از روي پر مهرتان.
هيچگاه چنين به دعايتان Ù…ØØªØ§Ø¬ نبوده ام.
1395/08/04
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی