خمش باش
بر ÙØ±Ù‚ آسمانها گام برداشتن Ùˆ غم نبود اÙلاک نداشتن، علم های الهی از پس کوه دیدن، پس انداختن جهان Ùˆ دیدن آن ØØ§Ù„ØŒ Ù†ÙØ±ÙˆØ®ØªÙ†ØŒ نخروشیدن Ùˆ ÙØ±Ùˆ پوشیدن! تا آن نشود خمشی در مجمع اوباش میسر نشود.زهی باغ زهی باغ Ú©Ù‡ Ø¨Ø´Ú©ÙØª ز بالا
زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی
زهی ÙØ± زهی نور زهی شر زهی شور
زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا
زهی ملک زهی مال زهی قال زهی ØØ§Ù„
زهی پر Ùˆ زهی بال بر اÙلاک تجلی
Ú†Ùˆ جان سلسله‌ها را بدرد به ØØ±ÙˆÙ†ÛŒ
چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا
علم‌های الهی ز پس کوه برآمد
چه سلطان و چه خاقان چه والی و چه والا
چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را
بزن گردن آن را که بگوید که تسلا
چو بی‌واسطه جبار بپرورد جهان را
چه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه سهلا
گر اجزای زمینی وگر Ø±ÙˆØ Ø§Ù…ÛŒÙ†ÛŒ
Ú†Ùˆ آن ØØ§Ù„ ببینی بگو جل جلالا
گر اÙلاک نباشد به خدا باک نباشد
دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
ÙØ±ÙˆÙ¾ÙˆØ´ ÙØ±ÙˆÙ¾ÙˆØ´ نه بخروش نه Ø¨ÙØ±ÙˆØ´
تویی باده مدهوش یکی Ù„ØØ¸Ù‡ بپالا
تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار
بپالا Ùˆ Ø¨ÛŒÙØ´Ø§Ø± ولی دست میالا
خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش
Ù…Ú¯Ùˆ ÙØ§Ø´ Ù…Ú¯Ùˆ ÙØ§Ø´ ز مولی Ùˆ ز مولا
1395/05/18
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی