باز هم از امید ناشناس
باز هم امید ناشناس، میهمان گرانقدر اتاق من ابیاتی سرود Ùˆ ØµØ§ØØ¨Ø®Ø§Ù†Ù‡ Ùˆ میهمانان را به خواندن آن میهمان کرد. زیبا می‌سراید، زیبا Ùˆ دلنشین، دلنشین Ùˆ آهنگین. گویا ز دست ساقی خمخانه Ù…Ø¹Ø±ÙØª جرعه‌ای نوشیده Ùˆ رقص کنان در بازار می‌سراید.ای یگانه مظهر مهر Ùˆ ÙˆÙØ§
نازنین قربانی تیغ Ø¬ÙØ§
روزهایم Ø¨ÛŒâ€ŒØªÙØ§ÙˆØª می‌گذشت
چون هجوم بادها در ذهن دشت
عشق ما را از ÙØ±Ø§Ù…وشی Ú¯Ø±ÙØª
ننگ Ùˆ Ù†ÙØ±ÛŒÙ† رنگ خاموشی Ú¯Ø±ÙØª
از تو شیداییم پر اندیشه شد
کوه ÙØ±ÛŒØ§Ø¯Ù… سراسر ریشه شد
با همه خواندم من این غم را سرود
کآخر و انجام کار من چه بود
"شهرزاد" قصه گوی شب شدم
هرزه گرد کوچه‌های تب شدم
شعر در چشم ترم ره می گشود
شعر نه! اندوه تو نام تو بود
روزهای بی تو بودن سرد بود
درد بود و درد بود و درد بود
یاد باد آن Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ بارور
شوق ماندن در کنار یکدگر
آنک آنک بین ما دیوارها
گشته ØØ§ÛŒÙ„ مانده بر دل بارها
دیگر این من نیست این من نیست من
آتشی Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ بین ما Ùˆ من
بی تو من شوق نمازم نیست نیست
با خدا راز و نیازم نیست نیست
ای صداهای صداها را صدا
ای تو اوج هر نیایش هر دعا
ای که در من نغمه‌ها انگیختی
در سرم شور خدایی ریختی
دستهایت مظهر سازندگیست
چشمهایت بازتاب زندگیست
مطلع نامت شکوه Ø¢ÙØªØ§Ø¨
سایبان دست تو پرچین خواب
اینک اینک گریه‌ام برداشت دوست
این صدای گریه این آواز اوست
آرزوها از تو انجامی Ú¯Ø±ÙØª
سیل اشک دیده ÙØ±Ø¬Ø§Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª
بی تو در این Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ تلخ Ùˆ سرد
در درون خویش می‌پیچم ز درد
بر تو می‌آویزم این تنهاییم
این همه اندوه بی ÙØ±Ø¯Ø§ÛŒÛŒ ام
دیگر از بی همزبانی خسته‌ام
وا رهان این بالهای بسته‌ام
1395/04/25
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی