رندان راه - Ù¾ÛŒØ´Ú¯ÙØªØ§Ø±
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان Ù…ØÙ…د رسول الله
اشهد ان علی ولی الله
از کودکی تجربیاتی را Ú©Ù‡ از راه ØÙˆØ§Ø³ پنجگانه در خاطرم ثبت گردید یک به یک بر یکدیگر نهادم تا 35 سالگی! شنیده ها Ùˆ دیده ها، چشیده ها Ùˆ هر آنچه در دستانم ØØ³ کردم Ùˆ ØØªÛŒ آن رایØÙ‡ خوشی Ú©Ù‡ Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡Ø§Ù† چون عطر یاس روØÙ… را نوازش کرد، همه Ùˆ همه در کاهدان ذهنم بر هم نشست تا به 88 رسیدم، آنگاه Ú©Ù‡ پدر، بزرگ مرد زندگیم چون پر کاهی آرام Ùˆ سبک پرکشید Ùˆ مرا وادار به اندیشیدن کرد. Ú†Ù‡ آنکه دیگر نبود تا برایش تعری٠کنم Ùˆ او سکوت کند.
نبود تا من اشتباه کنم و او سکوت کند. نبود تا از او درس و الگو بخواهم باز هم سکوت کند. از او کوشش بخواهم و او آرامش را به من بنمایاند. از او اول شدن بخواهم و او دستم را در ص٠آخر نگاه دارد. از او بیداری بخواهم و او بخوابد. از او ماندن بخواهم و او برود!
او Ø±ÙØª Ùˆ نمی دانست Ú©Ù‡ برای نوشیدن جرعه ای از Ù…Ø¹Ø±ÙØª Ùˆ آگاهی به رمز Ùˆ راز هستی چقدر تنهایم.
او Ø±ÙØª Ùˆ مرا تنها نهاد با Ùکری Ú©Ù‡ در ØØµØ± خانگی مانده بود. آرام Ùˆ ساکت چون او به سایه سار درختی Ø·ÙˆÙØ§Ù†ÛŒ نشستم Ùˆ اندیشیدم. از آن پس نسیم زندگی Ø·ÙˆÙØ§Ù†ÛŒ شد Ùˆ من چون برگی Ú©Ù‡ گویی به دست تقدیر سپرده شده در راهی Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù… Ú©Ù‡ گویی گریزی از آن نبود. هر Ù„ØØ¸Ù‡ از این سالها ØÚ©Ù…تش خود را به من Ù…ÛŒ نمایاند Ùˆ رویدادهایش مرا در این راه هدایت کرد تا اکنون Ú©Ù‡ در آستانه 40 سالگی بسر Ù…ÛŒ برم، Ù‡Ù…Ø³ÙØ±Ø§Ù†Ù… در این راه خود را به من Ù…ÛŒ نمایانند Ùˆ من در این راه تنها نیستم.
رندان راه با من اند: ساده دلان!
بامداد چهارم آبان 1393 مصاد٠با اول Ù…ØØ±Ù… Ø§Ù„ØØ±Ø§Ù… 1436
1393/08/04
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی