• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

سحرگاه آخر

سه سال سحرگاهان را در این کنج خلوت به صبح رساندم با همه بهت و سکوتها، با همه چشم در دوردست دوختنها و اندیشیدنها، با همه آنچه بر من گذشت و شاید حوصله مرور آنها را ندارم، هر چه بود اوقات خوش آن بود که با دوست سپر شد.

چشم تو خواب مي رود يا که تو ناز مي کني
ني به خدا که از دغل چشم فراز مي کني

چشم ببسته اي که تا خواب کني حريف را
چونکه بخفت بر زرش دست دراز مي کني

سلسله اي گشاده اي دام ابد نهاده اي
بند که سخت مي کني بند که باز مي کني

عاشق بي گناه را بهر ثواب مي کشي
بر سر گور کشتگان بانگ نماز مي کني

گه به مثال ساقيان عقل ز مغز مي بري
گه به مثال مطربان نغنغه ساز مي کني

طبل فراق مي زني ناي عراق مي زني
پرده بوسليک را جفت حجاز مي کني

جان و دل فقير را خسته دل اسير را
از صدقات حسن خود گنج نياز مي کني

پرده چرخ مي دري جلوه ملک مي کني
تاج شهان همي بري ملک اياز مي کني

عشق مني و عشق را صورت شکل کي بود
اينکه به صورتي شدي اين به مجاز مي کني

گنج بلا نهايتي سکه کجاست گنج را
صورت سکه گر کني آن پي گاز مي کني

غرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چند
در کنف غناي او ناله آز مي کني

خداحافظ ای کنج آرام و ساکت، شاید دگر گذارم به این کوی و هیچ کوی نیکنامی دگر نیافتد.

1393/02/05

تعداد بازدید:2414
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.