• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

چهلمین سال تاسیس دانشگاه شاهرود

امروز مراسم بزرگداشت چهلمین سال تاسیس دانشگاه شاهرود برگزار شد. این مراسم با حضور بزرگانی چون موسس دانشگاه جناب آقای چنگیز ملکی پور و جناب آقای دکتر جعفر توفیقی مشاور عالی وزیر علوم همراه بود که بر شکوه و ارزش جلسه می افزود. نمی دانم چگونه جلسه را توصیف کنم چون زوایای متعددی داشت و پیوست آنها به یکدیگر سخت دشوار است. پس به صورت قطعه قطعه گزارش می کنم.

* آقای ملکی پور که از آلمان آمده بودند با آن سن و سال بالای خود چنان زیبا سخنرانی کرد که بارها و بارها تشویق حاضران را برانگیخت. ایشان از همت و کمک همسر آلمانی خود در تاسیس دانشگاه گفت و از این گفت که اگرچه نام او همیشه به عنوان موسس دانشگاه بر زبانهاست، واقعیت این است که خانم و خواهر ایشان به همراه سه خانم شاهرودی که با فروش باغ خود هزینه اولیه تاسیس دانشگاه را در سال 1352 فراهم کردند بانیان اصلی تاسیس دانشگاه هستند.

* برایم جالب بود که با اینکه در اسفند 1357 بلافاصله با سقوط پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران ایشان از سمت خود برکنار گردید، چگونه ایشان بدون دلخوری دانشگاهی را که خود مالک و سازنده آن بودند واگذار نمودند و اکنون پس از چهار دهه اینگونه با عشق و علاقه از جانشینان خود و زحمات آنان تقدیر می کنند و برایش فقط این مهم بوده است که راه ایشان ادامه پیدا کرده است و برای خود هیچ حقی قائل نبودند.

* سرود دانشگاه شاهرود برای اولین بار در تالار شقایقها برای حضار پخش شد و همه را به وجد آورد. از حق نگذریم تیپ و قیافه خواننده آواز بسیار جلب توجه می کرد و تعجب خیلی ها را برانگیخت.

* مراسم قرعه کشی سفر به عتبات عالیات هم با 2 سفر کربلا، 4 سفر مشهد و 4 سفر به شهر قم برگزار گردید که اولین قرعه سفر به کربلا نصیب خانمی شد که گاهی اوقات در مجموعه ما کار می کنند. ایشان دو هفته پیش به خاطر مشکل مالی همسرشان فیش کربلای خود را فروخته بودند.

* پس از آنکه چند سالی بدگویی از گذشتگان و تخطئه کردن خدمتگذاران این مرز و بوم عادت سیاست ورزان و بزرگان شده بود، برگزاری این مراسم و تقدیر از کسانی که در 40 سال گذشته برای سربلندی و رشد دانشگاه قدم برداشته بودند، افتخاری بود که نصیب دانشگاه شاهرود و یکایک کسانی گردید که به نحوی به این مراسم مربوط بودند.

* در جلسه ویدیوهای کوتاهی از نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی و روسای قبلی دانشگاه پخش شد، که اگر چه در برخی موارد شامل گله ها و دلخوری هایی بود مدیریت دانشگاه اقدام به پخش آن نمود حتی بخشی را که به صورت تحقیر آمیز شامل کنایه ای به رئیس فعلی دانشگاه بود پخش شد. کنایه تحقیرآمیز به همان کسی که مراسم بزرگداشت و تقدیر از آنان را با این شکوه و جلال تدارک دید.

* دلخوری های دکتر علی فرهادی یکی از روسای سابق دانشگاه باعث شد که ایشان نه تنها در مراسم شرکت نکنند، بلکه حتی حاضر نشدند ویدیوی ضبط شده ای از خود را برای مراسم ارسال نمایند. البته در جلسه، سفر آمریکا علت عدم حضور ایشان اعلام گردید. البته این حدس من است.

* آقای مهندس یاوری هم که قبل از دکتر فرهادی رئیس دانشگاه بودند، به علت دلخوری در جلسه شرکت نکردند (البته این هم حدس و گمان من است) و در ویدیویی که ارسال کردند قطعه شعر زیر را از سعدی قرائت فرمودند. ظاهرا ایشان هنگام برکناری نتوانسته بودند با همکاران خود حتی خداحافظی کنند.

ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم

بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم

گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمی‌دانیم

چون دلارام می‌زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم

دیگران در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم

مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم

هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزاردستانیم

تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم

تو به سیمای شخص می‌نگری
ما در آثار صنع حیرانیم

هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم

سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم

ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم


در آخر می خواهم بگویم که دلم بدجوری برای دانشگاه صنعتی شاهرود تنگ شده!

1392/11/29

تعداد بازدید:2384
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.