Ù…ØÙ…درضا کلاهدوزان
Ù…ØÙ…درضا کلاهدوزان مردی از دنیای هنر ایران زمین بود Ú©Ù‡ اولين‌ نمايش‌ صØÙ†Ù‡â€ŒØ§ÛŒ مربوط‌ به‌ Ø¯ÙØ§Ø¹ مقدس به‌ نام‌ ننه‌ خضيره‌ به‌ نويسندگی او Ùˆ به‌ كارگردانی ØÙ…يد Ù…Ø¸ÙØ±ÛŒ در تالار ÙˆØØ¯Øªâ€Œ بر روی صØÙ†Ù‡â€Œ Ø±ÙØª. اين‌ نمايش‌ در سال‌ 1360 ضبط‌ تلويزيونی شد Ùˆ بارها Ùˆ بارها توسط صدا Ùˆ سیما پخش گردید.نمايش‌ Ùوق‌ داستان زنی به‌ نام‌ ننه‌ خضيره‌ است‌ كه‌ در جنوب‌ ایران زندگی Ù…ÛŒ كرد. اشغالگران‌ وارد روستای او Ù…ÛŒ شوند. عده‌ای از آنان‌ به‌ سركردگی يك‌ Ø§ÙØ³Ø± عراقی به‌ خانه‌ او Ù…ÛŒ آيند. ننه‌ خضيره‌ برای آنها نان‌ Ù…ÛŒ پزد Ùˆ نان‌ها را سمی Ù…ÛŒ كند Ùˆ خود نيز از نان‌های سمی Ù…ÛŒ خورد Ùˆ همراه‌ با عراقیها كشته‌ Ù…ÛŒ شود.
ÙØ±ØµØªÛŒ شد تا به مدت دوازده ساعت در یک Ø³ÙØ± دریایی از سوئد تا Ùنلاند با ایشان بنشینم Ùˆ از هرجا Ùˆ هرکس ØµØØ¨Øª به میان آوریم. آرام بود Ùˆ امیدوار. اگرچه ساکن اروپا بود، اما اکثر خاطراتش از Ø³ÙØ±Ù‡Ø§ÛŒ کوتاه هرساله اش بود به ایران. نگاهش به دوردستانی بود Ú©Ù‡ ساØÙ„ آرامش را در آن جستجو Ù…ÛŒ کرد. اگرچه مدت کوتاهی از Ù…Ø³Ø§ÙØ±ØªØ´ به ایران نمی گذشت باز هم بزرگترین آرزویش Ø³ÙØ± به ایران بود. ØÛŒÙ Ú©Ù‡ اجل مهلت نداد Ùˆ سهم باقیمانده از وطن برای او Ùقط مراسم Ùˆ جلسات بزرگداشت بود در تالارها Ùˆ سالنهای تئاتر Ùˆ نمایش تهران. Ø±ÙˆØØ´ شاد Ùˆ یاد همه کسانی Ú©Ù‡ Ù„ØØ¸Ù‡ های عمر خود را تقدیم این خاک پاک نمودند جاویدان باد. دیدم در مطلب قبل از شعر مهدی اخوان ثالث بسیار استقبال شد. این متن را نیز با شعری دیگر از او به نام غزل به پایان Ù…ÛŒ برم.
ای تکیه‌گاه Ùˆ پناهÙ
زیباترین Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒÙ
Ù¾ÙØ± عصمت Ùˆ پر شکوهÙ
تنهایی و خلوت من!
ای شطّ شیرین Ù¾ÙØ± شوکت من!
ای با تو من گشته بسیار،
در کوچه‌های بزرگ نجابت.
ظاهر نه بÙÙ† ‌بست٠عابر ÙØ±ÛŒØ¨Ù†Ø¯â€ŒÛ€ استجابت.
در کوچه‌های Ø³ÙØ±ÙˆØ± Ùˆ غم راستینی که‌ مان بود،
در کوچه‌ باغ گل ساکت٠نازهایت.
در کوچه باغ گل سرخ شرمم.
در کوچه‌های نوازش.
در کوچه‌های چه شبهای بسیار،
تا ساØÙ„ سیمگون Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡ Ø±ÙØªÙ†.
در کوچه‌های مه ‌آلود بس Ú¯ÙØª ‌و گوها،
بی‌هیچ از لذت خواب Ú¯ÙØªÙ†.
در کوچه‌های نجیب غزلها که چشم تو می ‌خواند،
گهگاه اگر از سخن باز می‌ ماند،
Ø§ÙØ³ÙˆÙ† پاک منش پیش Ù…ÛŒ ‌راند.
ای شطّ Ù¾ÙØ± شوکت هر Ú†Ù‡ زیبایی پاک!
ای شطّ زیبای Ù¾ÙØ± شوکت من!
ای Ø±ÙØªÙ‡ تا دور دستان!
آنجا بگو تا کدامین ستاره ‌ست
روشنترین همنشین شب٠غربت٠تو؟
ای همنشین قدیم شب٠غربت٠من!
ای تکیه ‌گاه Ùˆ پناهÙ
غمگین ‌ترین Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ کنون بی‌ نگاهت تهی مانده از نور،
در کوچه ‌باغ گل٠تیره و تلخ٠اندوه،
در کوچه‌های چه شبها که اکنون همه کور.
آنجا بگو تا کدامین ستاره‌ ست
Ú©Ù‡ شب‌ ÙØ±ÙˆØ²Ù تو خورشید پاره ست؟
1391/12/19
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی