موسی و خضر - 3
موسي Ùˆ يوشع Ùˆ خضر (عليهما السلام) با هم به سوی دريا رهسپار شدند Ùˆ سوار كشتی بزرگی شدند Ú©Ù‡ پر بود از انبوه Ù…Ø³Ø§ÙØ±Ø§Ù†. پس از آنكه كشتی با ساØÙ„ ÙØ§ØµÙ„Ù‡ Ú¯Ø±ÙØªØŒ خضر (عليه السلام) برخاست Ùˆ گوشه‎ای از كشتی را سوراخ كرد Ùˆ سپس آن قسمت ويران شده را با پارچه Ùˆ Ú¯Ù„ Ù…ØÙƒÙ… نمود تا مبادا آب وارد كشتی شود. موسی (عليه السلام) وقتی اين ØØ±Ú©Øª نامناسب را كه موجب خطر جان Ù…Ø³Ø§ÙØ±Ø§Ù† می‎شد ديد، عنان از دست بداد Ùˆ خشمگینانه به خضر Ú¯ÙØª: «كشتی را سوراخ كردی تا اهلش را نابود كنی، همانا Ú†Ù‡ كار بدی انجام دادی؟» ØØ¶Ø±Øª خضر Ú¯ÙØª: Â«Ù†Ú¯ÙØªÙ… كه تو نمی‎توانی همراهی من را صبر Ùˆ تØÙ…ّل كنی؟!» موسی Ú¯ÙØª: از من درگذر Ùˆ مرا به خاطر اين ÙØ±Ø§Ù…وشكاری بازخواست نكن Ùˆ بر من به سبب اين اعتراض سخت نگير.از آنجا گذشتند Ùˆ از كشتی پياده شدند. به راه خود ادامه دادند تا در مسير راه خضر (عليه السلام) كودكی را ديد كه همراه همسالان خود بازی مي‎كرد، خضر به سوی او ØÙ…له كرد Ùˆ او را كشت. موسی (عليه السلام) با ديدن اين منظره ÙˆØØ´ØªÙ†Ø§Ùƒ تاب نياورد Ùˆ با خشم به خضر (عليه السلام) ØÙ…له كرد Ùˆ او را بر زمين ÙƒÙˆÙØª Ùˆ Ú¯ÙØª: «براستی کار زشتی است Ú©Ù‡ انسانی پاك را بی‎آنكه قتلی كرده باشد كشتی.» خضر Ú¯ÙØª: Ú¯ÙØªÙ‡ بودم تو هرگز توانايی صبر با من بودن را نداری. موسی (عليه السلام) Ú¯ÙØª: اگر بار دیگر از من اعتراضی شنیدی، ديگر با من Ù…ØµØ§ØØ¨Øª نكن!
از آنجا نیز گذشتند تا آنكه شب به قريه‎ای به نام ناصره رسيدند، آنها از مردم آنجا آب Ùˆ غذا طلب کردند، مردم ناصره غذايی به آنها ندادند Ùˆ آنها را مهمان خود ننمودند. در اين هنگام خضر (عليه السلام) به ديواری كه در ØØ§Ù„ ويران شدن بود نگاه كرد Ùˆ به موسی (عليه السلام) Ú¯ÙØª: برخيز تا اين ديوار را تعمير Ùˆ استوار كنيم تا مبادا خراب شود. موسی (عليه السلام) كه خسته، ÙƒÙˆÙØªÙ‡ Ùˆ گرسنه بود، Ùˆ از همه مهمتر Ø§ØØ³Ø§Ø³ می‎كرد شخصيت والای او Ùˆ استادش سخت جريØÙ‡â€ŽØ¯Ø§Ø± شده Ùˆ در عين ØØ§Ù„ خضر (عليه السلام) به تعمير ديوار آن آبادی مي‎پردازد، بار ديگر تعهّد خود را ÙØ±Ø§Ù…وش كرد Ùˆ زبان به اعتراض گشود، اما اعتراضی بسیار سبكتر Ùˆ ملايمتر از گذشته، Ú¯ÙØª: «می‎خواستی در مقابل اين كار اجرت بگيری؟!» اينجا بود كه خضر (عليه السلام) به موسی (عليه السلام) Ú¯ÙØª: «هذا ÙÙØ±Ø§Ù‚٠بَينÙÙŠ ÙˆÙŽ بَينÙÙƒÙŽ...Ø› اينك وقت جدايی من Ùˆ تو است، اما به زودی راز آنچه را كه نتوانستی بر آن صبر كنی، برای تو بازگو می‎كنم.» موسی (عليه السلام) سخنی Ù†Ú¯ÙØªØŒ Ùˆ Ø¯Ø±ÙŠØ§ÙØª كه دیگر نمی‎تواند خضر (عليه السلام) را همراهی کند Ùˆ در برابر كارهای عجيب او صبر Ùˆ تØÙ…ّل داشته باشد.
ادامه دارد...
1391/12/02
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی