موسی و خضر - 4
پیش از وداع، ØØ¶Ø±Øª خضر (عليه السلام) راز آن سه ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ Ø´Ú¯ÙØªâ€ŽØ§Ù†Ú¯ÙŠØ² را براي موسی (عليه السلام) چنين ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯: آن كشتی وسیله امرار معاش گروهی از مستمندان بود كه در Ù¾ÛŒ آنها پادشاه ستمگری به دنبال هر كشتی سالمی Ù…ÛŒ گشت تا آن را به زور ØªØµØ§ØØ¨ کند. من خواستم آن را معيوب كنم تا آن كشتی را از غصب ستمگر زمان برهانم. Ùˆ امّا آن نوجوان، پدر Ùˆ مادرش با ايمان بودند Ùˆ بيم داشتم كه آنان را به طغيان Ùˆ ÙƒÙØ± وادارد، از اين رو خواستم كه پروردگارشان به جاي او ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ پاك‎سرشت Ùˆ با Ù…ØØ¨Ù‘ت به آن دو عنایت ÙØ±Ù…اید. Ùˆ امّا آن ديوار از آن٠دو نوجوان يتيم بود با گنجی نهان در زير ديوار متعلّق به آن يتيمان، Ùˆ پدرشان مرد صالØÛŒ بود Ùˆ پروردگار تو می‎خواست آنها به ØØ¯Ù‘ بلوغ برسند Ùˆ از نعمت گنجشان متنعم شوند. اين رØÙ…تی از پروردگار تو بود، من آن كارها را انجام دادم تا زير ديوار Ù…ØÙوظ بماند Ùˆ آن گنج خارج نشود Ùˆ به دست بيگانه Ù†ÙŠÙØªØ¯. اين بود راز كارهايی كه نتوانستی در برابر آنها تØÙ…ّل كنی. موسي (عليه السلام) از ØªÙˆØ¶ÙŠØØ§Øª ØØ¶Ø±Øª خضر (عليه السلام) قانع شد Ùˆ بر اعتراضهای ناسنجیده خود متÙکر.ادامه دارد...
1391/12/06
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی