دهکده شلمرود - 13
دو سه روزی بیشتر طول نکشید Ú©Ù‡ تو شلمرود مد شد هر کسی Ú©Ù‡ میخواست به دیگران نشون بده با کلاسه میومد از من یکی دو تا آناناس گرون قیمت Ù…ÛŒ خرید Ùˆ به جای اینکه مستقیم بره خونه اش، یه چند دقیقه ای آناناس ها رو Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª زیر بغلش Ù…ÛŒ ایستاد جلوی ØÙ…وم با دیگران مشغول ØØ±Ù زدن میشد Ùˆ بعدش خیلی آروم Ùˆ با وقار راهی خونه اش Ù…ÛŒ شد. البته تو این مدت زمانی Ú©Ù‡ آناناس دستش بود Ù„ØÙ† ØØ±Ù زدنش از دسیپلین خاصی برخوردار بود Ùˆ جالب تر اینکه مردم هم به ØØ±Ùهای کسی Ú©Ù‡ آناناس به دست بود بیشتر توجه Ù…ÛŒ کردن Ùˆ یکی از نشانه های با کلاس بودن تو آدمهایی Ú©Ù‡ نمیتونستن از اون آناناسهای گرون قیمت بخرن این بود Ú©Ù‡ به آدمهای آناناس بدست توجه بیشتری کنن Ùˆ یه طوری خودشونو به اونا نزدیک کنن.یه Ù‡ÙØªÙ‡ بیشتر تا روز انتخابات باقی نمونده Ùˆ ØØ¬Ù… تبلیغات رنگین Ùˆ پرزرق Ùˆ برق مش رØÛŒÙ… در کنار ØÙ…ایتهای مالی کدخدا به Ø´Ú©Ù„ Ø´Ú¯ÙØª انگیزی شلمرود رو مقهور خودش کرده. من Ú©Ù‡ ÙØ§Ø±Øº از کشمکشهای انتخاباتی مشغول کسب Ùˆ کار تازه رونق ÛŒØ§ÙØªÙ‡ خودم بودم جز وقتهایی Ú©Ù‡ ÙØ±Ø® میومد پیشم یا آنا رو با یه چادرنماز سÙید Ú¯Ù„Ú¯Ù„ÛŒ به همراه مش رØÛŒÙ… Ù…ÛŒ دیدم به انتخابات Ùˆ نتیجه اش کمتر Ùکر Ù…ÛŒ کردم. آخه اهمیت نتیجه انتخابات از نظر من Ùقط تو سرنوشت Ùˆ زندگی این دو تا Ú©ÙØªØ± چاهی بود Ùˆ بس. اون روز عصر مشغول جمع کردن بساط کسب Ùˆ کارم بودم Ú©Ù‡ دیدم آنا خیلی آروم Ùˆ با Ø§ØØªÛŒØ§Ø· یه طوری Ú©Ù‡ مواظبه کسی متوجه اش نشه میاد به سمت من. در ØØ§Ù„تی Ú©Ù‡ صورتش به طر٠دیگه ای بود از جلوی بساط من رد شد Ùˆ یه تیکه کاغذ رو انداخت تو جعبه آناناسها Ùˆ Ø±ÙØª. من Ú©Ù‡ تازه متوجه شدم علت اون ØØ±Ú©Ø§Øª چیه یه نگاهی به دور Ùˆ بر انداختم Ú©Ù‡ کسی ندیده باشه Ú†Ù‡ Ø§ØªÙØ§Ù‚ÛŒ Ø§ÙØªØ§Ø¯ Ú©Ù‡ دیدم بعله! آقا معلم از پشت شیشه بنگاه معاملات املاک دست گذاشته زیر چونه اش Ùˆ بروبر داره به من Ùˆ آنا Ú©Ù‡ هنوز دو قدمی از من دور نشده بود نگاه میکنه.
ادامه دارد...
1387/07/16
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی