• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

دهکده شلمرود - 14

به نام اشک دل عاشقان و چشمان بی فروغ منتظران... در حالی که چشمام سیاهی میرفت به انتهای نامه چشم دوختم که نوشته بود: اي تكيه گاه و پناه زيباترين لحظه هاي پرعصمت و شكوه تنهايي و خلوت من، اي شط شيرين و پرشوكت من! هرگز از خاطرم نخواهی رفت. تا سرم رو بلند کردم دیدم آقا معلم رسیده جلوی منو در حالی که انگار به گنج بزرگی دست پیدا کرده، با ژستی فاتحانه رو به من گفت: کی فکر می کرد تو یه الف بچه همونطور که میتونی کسب و کار خودتو سه روزه اینطوری رونق بدی، بتونی سر سه سوت زندگی و کسب و کار ما رو هم از این رو به اون رو کنی. هنوز چشم از چشم آقا معلم برنداشته بودم که تاریخ شلمرود مثل برق از جلوی چشمم گذشت و رو سرم خراب شد. به خاطر آوردم که وقتی نامه اول فرخ به دست مش رحیم افتاد آقا معلم هم یکی از اعضاء کمیته تحقیق و تفحص بود که با کمک کارآگاهان شهری خیلی سعی کردن نویسنده نامه رو پیدا کنن و آخرش هم دست از پا دراز تر نتیجه تحقیقاتشون رو با جمله انشاءالله که گربه بوده تموم کردن. الان هم که آقا معلم تو جبهه مقابل انتخاباتی مش رحیمه و این مساله بهترین دستاویز واسه سیاوش خان و آقا معلمه که هم تو انتخابات بر علیه مش رحیم استفاده کنن هم اینکه سیاوش خان از قضیه خواستگاری واسه فرخ شونه خالی کنه. از همه مهمتر فرخ در مورد من چی فکر میکنه؟ خدا!!! مغزم منفجر میشه از این همه فکر و خیال! حالا چیکار کنم؟! تو همین فکر و خیال بودم که یه نفر از جلوم رد شد و در حالی که یه بروشور تبلیغاتی میداد دستم، با تاکید گفت قرارمون یادت نره! رای به سیاوش خان نماینده مردمی شلمرود! روز جمعه!
ادامه دارد...

1387/07/18

تعداد بازدید:2564
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.