دهکده شلمرود - 11
کاسبی من هم انگار رونقی نداشت. امروز Ùقط یه جعبه آناناس اون هم با Ú©ÛŒÙیت خیلی پایین Ùˆ دونه های ریز جلوی پام گذاشته بودم Ùˆ چشم براه مشتری! اما دریغ از یه Ù†ÙØ± Ú©Ù‡ ØØªÛŒ Ùقط از قیمتش بپرسه. Ø¢ÙØªØ§Ø¨ شلمرود رو به غروب بود Ùˆ من هم داشتم Ú©Ù… Ú©Ù… آماده Ù…ÛŒ شدم Ú©Ù‡ میوه ها رو ببرم بریزم تو رودخونه. تو همین Ùکرها بودم Ú©Ù‡ مینی بوس نارنجی رنگ شلمرود از راه رسید Ùˆ مردمی Ú©Ù‡ میرن از شهر خرید میکنن از مینی بوس پیاده شدن. دیدن مردمی Ú©Ù‡ از شهر خرید Ù…ÛŒ کردن Ùˆ من ØØªÛŒ نتونسته بودم یه آناناس Ø¨ÙØ±ÙˆØ´Ù… ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ عصبانیم Ù…ÛŒ کرد. در بین جمعیت آقا معلم با پوسترهای تبلیغاتی خریداری شده از شهر Ùˆ پیرزنی Ú©Ù‡ عصا زنان به سختی از پله های مینی بوس پایین میومدن بیشتر از بقیه جلب توجه Ù…ÛŒ کردن. یه آدم ژنده پوشی Ú©Ù‡ ظاهرا آه در بساط نداشت Ùˆ نتونسته بود تو شهر خرید کنه از بین Ù…Ø³Ø§ÙØ±Ù‡Ø§ به سمتم اومد Ùˆ پرسید آناناس دونه ای چند؟ با عصبانیت پاسخ دادم Ú©Ù‡ اینها خیلی گرونه بدرد شما نمیخوره! مرد Ú©Ù‡ ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ بهش برخورده بود با جدیت بیشتری Ú¯ÙØª من همه شو میخوام بریز تو پاکت میبرم. من هم به خاطر اینکه Ú©Ù… نیاورده باشم سه برابر قیمت واقعی آناناس ها رو بهش Ú¯ÙØªÙ… Ú©Ù‡ طر٠بزاره بره. ولی اون از من عزمش تو ضایع کردن طر٠مقابل بیشتر بود. باز هم تکرار کرد Ú©Ù‡ Ù…Ú¯Ù‡ Ù†Ú¯ÙØªÙ… همشو میبرم؟! اگرچه ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ ØØ§Ù„مو Ú¯Ø±ÙØª ولی خوب این اولین روزی بود Ú©Ù‡ نمودار رشد نقدینگی کار Ùˆ کاسبی ام از زیر خط اÙÙ‚ÛŒ اومد بالا Ùˆ اینبار علاوه بر میزان رشد نمودار، خود نمودار هم مثبت شد.خسته از کار روزانه Ùˆ ایستادن جلو ØÙ…وم شلمرود، وقتی به خونه رسیدم، دیدم جلوی اتاق دکتر شلوغه!
ادامه دارد...
1387/07/12
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی