• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

دهکده شلمرود - 10

صبح که داشتم بساط کسب و کارم رو جلو حموم پهن می کردم دیدم فرخ سراسیمه اومد که چه نشستی که بدبخت شدم. پرسيدم: چی شده؟! گفت مگه نمیبینی پشت سرت رو؟ برگشتم دیدم راست میگه ها! اصلا دقت نکردم. نمای حموم از اینرو به اونرو شده. گفتم کی اینکارو کرده. گفت مش رحیم با کمک کدخدا شبانه اومدن واسه اینکه نظر مردم رو جلب کنن نمای حموم رو با این سنگهای گرون قیمت درست کردن. پرسیدم توی حموم رو چطور؟ اونجا هم همینطوری شده؟ گفت نه بابا. این مردم عقلشون به چشمشونه. چشمشونم فقط نما رو میبینه که اینا زحمتشو کشیدن. گفتم حالا تو چرا ناراحتی؟! گفت آخه اینا اگه دو تا از این کارها بکنن که دیگه بابام انتخابات رو باخته! راست می گفت. کلی به مغزمون فشار آوردیم که چطوری میشه در مقابل این حرکت کدخدا و مش رحیم یه حرکت بالاتر آورد. آخه مشکل اینجا بود که سیاوش خان امکانات مالی مش رحیم و کدخدا رو نداشت که اونم بره یه جای دیگه ای رو آباد کنه. مردم شلمرود هم در برهه ای از تاریخ زندگی می کنن که بشر اونقدر پیشرفت کرده که نمیشه فقط با وعده انجام یه کاری ازشون رای گرفت. اول باید انجام بشه و ببینن، سوابق کاری کاندیدا رو بررسی میکنن، بعد رای می دن.
بعد از کلی بالا و پایین کردن پارامترهای فکری مردم شلمرود به این نتیجه رسیدیم که تنها کاری که میتونه سیاوش خان انجام بده اینه که این سوال رو مطرح کنه که اینها این پولها رو از کجا میارن. اینطوری بدون اینکه هیچ کاری انجام بده و خودشو به زحمت بندازه همه زحمتها و کارهای اونها رو نه تنها بی اثر می کنه تازه باید بیان از خودشون دفاع کنن که از راههای قانونی و سالم این پولها رو بدست آوردن. لحظه ای که اونها دفاع کردن رو شروع کنن، نقطه پیروزی سیاوش خان شروع میشه چون اونها می افتن تو سرازیری و هر چی ادامه بدن تو راه سراشیب ایجاد شده واسشون بیشتر پیشروی می کنن.
فرخ کلی خوشحال شد. داشت از من خداحافظی می کرد که ازش پرسیدم: راستی از آنا چه خبر؟! گفت اصلا یادم رفت بهت بگم: آنا پیغام داده که هر غلطی میخوای بکنی تا روز انتخابات فقط وقت داری. کدخدا و مش رحیم برنامه ریزی کردن که جشن پیروزیشون تو انتخابات رو با مراسم عقد و عروسی پسر کدخدا با هم برگزار کنن. با تعجب پرسیدم: خوب دیوونه پس میخوای چیکار کنی؟! گفت خوب معلومه نباید بزارم مش رحیم انتخابات رو ببره!
ادامه دارد...

1387/07/10

تعداد بازدید:2231
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.