دهکده شلمرود - 8
ØµØ¨Ø Ø¢Ù…Ø¯ با آرامشی Ú©Ù‡ با سپیده دم آغاز شد Ùˆ دوام داشت Ùقط تا ساعت ده صبØ. ساعت ده ØµØ¨Ø Ú©Ù‡ شد، شلمرود چهره جدیدی به خود Ú¯Ø±ÙØª. در مقابل ØÙ…وم مردم به دو طر٠کشیده شده بودند. دسته ای به سوی راست Ú©Ù‡ مش رØÛŒÙ… ستاد انتخاباتی برپا کرده بود Ùˆ کدخدا به عنوان یک واقعه Ùˆ رویداد خبری Ú©Ù‡ همین الان به گوشش رسیده در ØØ§Ù„ بازدید از ستاد انتخاباتی مش رØÛŒÙ… بود. دسته ای هم به سمت Ú†Ù¾ Ú©Ù‡ سیاوش خان کاندیدای مردمی شلمرود با هزاران آستین چرکین دیگر برپا کرده بود تا بگوید این مباد! آن باد! باقی ماجرا رو خودتون میدونید Ú©Ù‡ این ماجرا تا یکماه دیگه Ú©Ù‡ زمان انتخابات باشه چطور پیش میره. ÙØ±Ø® Ú©Ù‡ دید سیاوش خان به ØØ±Ùهاش توجه نمیکنه، دست به دامن ØØ§Ø¬ خانوم، مادرش شد. اونهم قول داد Ú©Ù‡ شب Ú©Ù‡ سیاوش خان اومد خونه در یه موقعیت مناسب قضیه رو با سیاوش خان Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ù†Ù‡. ÙØ±Ø¯Ø§ ØµØ¨Ø Ø³Ø± Ø³ÙØ±Ù‡ ØµØ¨ØØ§Ù†Ù‡ ÙØ±Ø® بدون اینکه ØØ±ÙÛŒ بزنه یه چشمش به ØØ§Ø¬ خانوم بود یه چشم دیگه اش به سیاوش خان. این سکوت ادامه داشت تا اینکه سیاوش خان رو به ÙØ±Ø® کرد Ùˆ Ú¯ÙØª ببین پسر جان از من نخواه Ú©Ù‡ تو این موقعیت برم گردنم رو پیش مش رØÛŒÙ… کج کنم Ùقط یه ماه دندون رو جگر بزار تا انتخابات تموم بشه وقتی من نماینده شلمرود بشم، با یک موقعیت بهتر Ùˆ از یک موضع بالاتر با مش رØÛŒÙ… وارد مذاکره میشم. اینطوری هم نمیتونه جواب رد به ما بده هم اینکه تو شیربها Ùˆ جهیزیه Ùˆ مهریه Ùˆ همه چیز دست بالا مال ماست. ÙØ±Ø® Ø±ÙØª ØØ±Ù بزنه Ú©Ù‡ سیاوش خان صداشو بلند کرد: همینکه Ú¯ÙØªÙ…! اگه به خاطر مادرت نبود من ØØ§Ø¶Ø± نبودم ØØªÛŒ اسم کاندیدای رقیب خودم رو تو این خونه بیارم. ضمنا امروز بعد از ظهر یه سر به آقا معلم بزن باید Ú©Ù… Ú©Ù… بعضی چیزها رو یادت بده Ú©Ù‡ بتونی بعد از برنده شدن تو انتخابات بتونی در کنار من از موقعیتهایی Ú©Ù‡ واسمون پیش میاد Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ú©Ù†ÛŒ.اونقدر وارد قصه زندگی دیگران شدم Ú©Ù‡ یادم Ø±ÙØª در مورد خودم هم یه چیزهایی بنویسم. به طور Ú©Ù„ÛŒ دکتر شخص شماره یک برانگیختن کنجکاوی شده Ùˆ بعدش خودم. Ú†Ù‡ به صورت مستقیم Ú†Ù‡ از طریق نظرات شما خیلی ها میگن چرا از خودت نمینویسی. خیلی ها هم میگن از خصوصیات دکتر هم بنویس تا همه بدونن Ú©Ù‡ چقدر ÙØ®Ø±Ùروشی میکنه! Ú†Ù‡ آدم Ùلان Ùلون شده ایه! یا خیلی چیزهای دیگه Ú©Ù‡ نمیشه منتشر کردشون. در مورد دکتر ÙØ¹Ù„ا Ùقط اینو بگم Ú©Ù‡ هر روز موقع ترک کردن Ùˆ برگشتن به خونه میبینمش Ú©Ù‡ چراغ اتاقش روشنه Ùˆ مشغول کار خودشه. الØÙ…دلله مریض هم تو شلمرود زیاده از همه مدل! در نتیجه کار Ùˆ بار دکتر هم بد نیست. اما در مورد خودم باید بگم Ú©Ù‡ اسمم سعیده. ÙØ¹Ù„ا بیکارم. ولی راستش رو بخواهید تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ… Ú©Ù‡ یه کار Ùˆ شغلی واسه خودم دست Ùˆ پا کنم. همین دیروز بود Ú©Ù‡ سراغ چند تا باغ اطرا٠شلمرود Ø±ÙØªÙ… Ùˆ تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ… Ú©Ù‡ بین کشاورزها بگردم ببینم Ú©ÛŒ میوه هاشو ارزونتر میده بخرم بیارم جلو ØÙ…وم شلمرود Ø¨ÙØ±ÙˆØ´Ù…. Ùکر کنم شغل بدی نباشه. در ØØ§Ù„ ØØ§Ø¶Ø± در ØØ§Ù„ بررسی Ùˆ آماده سازی Business Plan Ùˆ Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª مجوز از کدخدا Ùˆ اینجور ماجراهام. ÙØ¹Ù„ا کدخدا Ú¯ÙØªÙ‡ همینجوری بدون مجوز شروع Ú©Ù† تا انتخابات Ú©Ù‡ انجام شد، بعدش برو از مش رØÛŒÙ… نماینده مردم شلمرود مجوز بگیر.
ادامه دارد...
1387/06/26
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی