دهکده شلمرود - 4
اون شب من Ùˆ ÙØ±Ø® پشت در اتاق دکتر تا ØµØ¨Ø Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø± موندیم Ú©Ù‡ نکنه یه وقت مردم ده بخوان با دکتر هم مثل من Ú¯ÙØªÚ¯Ùˆ کنن. طبق معمول، هر وقت من Ùˆ ÙØ±Ø® تنها Ù…ÛŒ شیم، اون از قصه دلش Ù…ÛŒ Ú¯Ù‡ Ú©Ù‡ یه سالی میشه Ú©Ù‡ Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡. پارسال همین موقع ها بود Ú©Ù‡ ÙØ±Ø® دختر مش رØÛŒÙ…ØŒ آنا رو موقع پیاده شدن از مینی بوس نارنجی رنگ ده دیده بود Ùˆ یک دل نه صد دل عاشق شده بوده. اوایل Ú©Ù‡ نمیدونست باید چیکار کنه Ùˆ ØÛŒØ±ÙˆÙ† بود ولی همینکه شایعه خواستگار داشتن آنا به گوشش رسید، عقربه دقیقه شمار ساعت بیشتر از ده شماره نشمرده بود Ú©Ù‡ اولین نامه عاشقانه شلمرود به دست ÙØ±Ø® نگاشته شد. مرغ بریان دلم را به Ú©Ù‡ بسپارم؟! Ú©Ù‡ اگر تو Ùقط تو به نگاهی نبری آن را آنا! بره ای بودم به چراگاه زندگی تا رسیدم به زنبقی Ú©Ù‡ به آنی دل برد Ùˆ گاوی را... بماند Ú©Ù‡ این نامه اول بدست مش رØÛŒÙ… Ø§ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ کمیته تجسس تشکیل شد تا نویسنده رو پیدا کنن Ùˆ از شهر کارآگاه آوردن واسه شناسایی دست خط نویسنده نامه Ùˆ Ùکر کنم آنا آخرین Ù†ÙØ±ÛŒ بود Ú©Ù‡ از موضوع نامه مطلع شد. کاری رو Ú©Ù‡ گروه تجسس Ùˆ کاراگاهان شهری نتونستن انجام بدن، آنا با شنیدن داستان به آنی انجام داد Ùˆ در جواب نوشت: الاغ را Ú†Ù‡ به دل بردن از مرغان هوایی! دیریست Ú©Ù‡ سگها Ùˆ گرگهای وجودم منتظرند Ú©Ù‡ شکار بره ای چون تو شوند... از نوشتن متن کامل نامه ها به دلیل Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از کلماتی Ú©Ù‡ برای کودکان بدآموزی داره معذورم. پاسخ نامه ÙØ±Ø® رو به کما برد. کمایی Ú©Ù‡ هنوز ازش بدر نیومده Ùˆ هر Ù„ØØ¸Ù‡ Ùˆ هر روز یا خودش یا Ùکرش از Ú©ÙˆÚ†Ù‡ مش رØÛŒÙ… اینا (همون آنا) رد میشه به امید نگاهی از پشت پنجره Ú©Ù‡ از هر ده نگاه، نه تاش از طر٠مش رØÛŒÙ… Ùˆ ØØ§Ø¬ خانوم Ùˆ بقیه اعضاء خونه مش رØÛŒÙ…Ù‡ البته به جز آنا. ولی اگه از ÙØ±Ø® بپرسی میگه هر ده تا خود آناست. من Ùکر میکنم بزرگترین مشکل جوامع بشری اینه Ú©Ù‡ مردم شمردن بلد نیستن Ùˆ برای Ø±ÙØ¹ این مشکل باید معلمین کلاس اول ابتدائی رو از بین کسانی انتخاب کنن Ú©Ù‡ خودشون شمردن بلد باشن. Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ عشق ÙØ±Ø® Ùˆ آنا بعد از گذشت یک سال هنوز پنهانه! Ùˆ قرار این دو تا کبوتر (همون گاو Ùˆ الاغ سابق) به اینجا ختم شده Ú©Ù‡ ÙØ±Ø® با پدرش سیاوش خان ØµØØ¨Øª کنه Ùˆ رسما خواستگاری Ùˆ غیره. اما اینکار Ø§ØØªÙ…الا صورت نمیگیره تا شایعه خواستگاری بعدی.موذن بانگ اذان ØµØ¨Ø Ø±Ùˆ با صدایی Ú©Ù‡ هنوز بوی خواب آلودگی به خودش داره رو توی ده پخش میکنه تا با صدای باز شدن درها Ùˆ پنجره های چوبی ده آغاز شدن یک روز دیگه ادامه پیدا کنه. شبی گذشت Ú©Ù‡ معلوم نیست برای دکتر Ùˆ شلمرود خواب Ú†Ù‡ روز Ùˆ Ø§ØªÙØ§Ù‚اتی رو دیده.
ادامه دارد...
1387/06/18
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی