پاسخشان سلام است
مولوی در Ø¯ÙØªØ± دوم مثنوی آورده است Ú©Ù‡ روزی در بیابانی Ø®ÙØªÙ‡ ای دید Ú©Ù‡ ماری به دهانش Ù…ÛŒ رود. او را بیدار کرد Ùˆ به ضرب تازیانه به پشت اسب بست Ùˆ در این کشاکش، همچنانکه ÙØØ´ Ùˆ ناسزا میشنید، Ù„ØØ¸Ù‡ ای تازیانه از او Ø¨Ø±Ù†Ú¯Ø±ÙØª تا آنکه ØØ§Ù„ت Ø§Ø³ØªÙØ±Ø§Øº باعث شد مار از Ø´Ú©Ù… آن Ø®ÙØªÙ‡ به درآید. Ú¯ÙØªÙ… Ø®ÙØªÙ‡! چون تا مار ندیده بود هنوز در خواب بود Ùˆ ناآگاه از سر این ماجرا. چون مار بدید زبان از ناسزا ÙØ±ÙˆØ¨Ø³Øª Ùˆ دست Ùˆ پای سوار را بوسه همی داد Ùˆ Ú¯ÙØª:ای مبارک ساعتی Ú©Ù‡ دیدی ام
مرده بودم، جان نو بخشیدی ام
ای خداوند و شهنشاه و امیر
من Ù†Ú¯ÙØªÙ…ØŒ جهل من Ú¯ÙØª! آن مگیر
سوار به Ø®ÙØªÙ‡ تازه بیدار شده پاسخی داد Ú©Ù‡ یادآور سیره رسول اکرم سلام الله علیه است:
Ù…ÛŒ شنیدم ÙØØ´ Ùˆ خر Ù…ÛŒ راندم
رب یسر زیر لب می خواندم
هر زمان Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ… از درد درون
اهد قومی انهم لایعلمون
همچنین در سوره ÙØ±Ù‚ان آیه 63ØŒ یکی از ØµÙØ§Øª عبدالرØÙ…Ù† اینگونه نقل Ù…ÛŒ شود:
هنگامی که جاهلان او را مورد خطاب قرار می دهند پاسخشان سلام است.
در این روایت نیز مانند قصه نقل شده از مثنوی، منظور از جاهل، شخصی است Ú©Ù‡ پروای سخن ندارد Ùˆ هر چیزی Ù…ÛŒ تواند از دهانش خارج شود. در چنین ØØ§Ù„تی این خود شخص نیست Ú©Ù‡ ØØ±Ù Ù…ÛŒ زند بلکه این جهل اوست Ú©Ù‡ بر او سوار شده Ùˆ لجام بر دهن آدمی Ù…ÛŒ زند Ùˆ او را به هر سو Ù…ÛŒ کشاند.
1387/03/15
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی