قابل اعتماد
ØµØ¨Ø Ø®ÙˆØ§Ù‡Ø¯ شد این آخرین شب سال Ùˆ ÙØ±Ø¯Ø§ Ø¢ÙØªØ§Ø¨ رخ تو بر Ú©ÙˆÛŒ Ùˆ برزن خواهد تابید. نان Ø³ÙØ±Ù‡ مسکینان Ù…ÛŒ شوی Ùˆ همخواب رقیبان! سبز بر تن Ù…ÛŒ Ú©Ù†ÛŒ Ùˆ تبسم لبان تبدارت شعله Ù…ÛŒ شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان Ú©Ù‡ گردش ساغر Ùˆ پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی. عیدی Ù…ÛŒ شوی در نگاه منتظر کودکان ÙØ§Ù…یل! رخت نو Ù…ÛŒ شوی بر تن دخترکی Ú©Ù‡ منتظر است تا نگاه تو بر او Ø§ÙØªØ¯. Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡Ø§Ù† Ù…ÛŒ نشینی بر قنوت دستان یاران خسته آن کاروانی Ú©Ù‡ از مشرق رسیده Ùˆ صلاه ØµØ¨Ø Ø¢Ø®Ø±ÛŒÙ† آدینه را به تو اقتدا Ù…ÛŒ کنند. باران چشمانم بوی خاک نشسته بر تنت را در همان Ú©ÙˆÛŒ Ùˆ برزنی Ú©Ù‡ منتظر Ø¢ÙØªØ§Ø¨ رخ توست خواهد اÙکند Ùˆ عطر بهار نارنج ...Ùˆ من همچنان ناتوان از آنکه بخوانم برای تو آخرین شعرم را!
1396/12/29
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی