مسعود یزدانی
سالها پیش وقتی کودکی ده دوازده ساله بودم کتابخانه کانون پرورش کودکان Ùˆ نوجوانان با ÙØ§ØµÙ„Ù‡ ای نه چندان از خانه مان در Ú©ÙˆÛŒ ویلا بود Ú©Ù‡ گهگاه به آن سر Ù…ÛŒ زدم. ساختمانی شیک Ùˆ Ù…ØªÙØ§ÙˆØª Ú©Ù‡ در آن ابزار بازی Ùکری Ùˆ کتابهای گوناگون را Ù…ÛŒ شد ÛŒØ§ÙØª. تنها مشکل آن کتابخانه بچه هایی بودند Ú©Ù‡ طرز لباس پوشیدن Ùˆ ابزار Ùˆ کی٠و لوازم Ø§Ù„ØªØØ±ÛŒØ±Ø´Ø§Ù† ØªÙØ§ÙˆØª بسیار داشت با آنچه من داشتم. در همین ØØ§Ù„ Ùˆ هوا بود Ú©Ù‡ پسر جوانی به نام مسعود یزدانی زیرزمین مجتمع مسکونی اداره راه Ùˆ ترابری را Ú©Ù‡ اتاقی Ú©ÙˆÚ†Ú© بود تبدیل به کتابخانه ای کرد Ú©Ù‡ هر قدر به مغزم ÙØ´Ø§Ø± آوردم نام آن را به خاطر نیاوردم. از خود Ú†Ù‡ انتظارها دارم من Ú©Ù‡ آدمهای هرروزه اطرا٠خود را کاÙÛŒ است دو Ù‡ÙØªÙ‡ نبینم تا در مراجعه بعدی مانند کسانی با آنان برخورد کنم Ú©Ù‡ انگار همین الان از غار که٠بازگشته اند! بماند آن اتاقک Ú©ÙˆÚ†Ú© ماوایی شد Ú©Ù‡ سالها Ù…ØÙ„ آمد Ùˆ شد من Ùˆ دوستانم شد. کتاب میخواندیم، در مناسبتها تبلیغات Ùˆ برنامه آماده Ù…ÛŒ کردیم Ùˆ بزرگ Ù…ÛŒ شدیم بی آنکه بدانیم. به خاطر دارم از آقای یزدانی Ú©Ù‡ او را آقا مسعود صدا Ù…ÛŒ کردیم بسیار آموختم Ùˆ کتابهای زیادی هدیه Ú¯Ø±ÙØªÙ…. ایشان در ØµÙØÙ‡ اول همه کتابهایی Ú©Ù‡ هدیه Ù…ÛŒ دادند جمله ای با این مضمون Ù…ÛŒ نوشتند: خدا همه ما را از ØÙ‚ جویان Ùˆ ØÙ‚ پویان Ùˆ ØÙ‚ گویان خود قرار دهد.1396/12/12
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی