جمعه
پس از آنکه صبØÚ¯Ø§Ù‡Ø§Ù† خاموشی من را به نظاره نشستی دم غروب Ù…ÛŒ توانست زمانی باشد Ú©Ù‡ با آمدنت شب وصال رقم خورَد، اما باز هم نیامدی تا غروب جمعه غمگینی دگر را بشمارم. تو جمعه ات را با رطلی گرانتر به پایان بردی Ùˆ نیاندیشیدی Ú©Ù‡ برای من جمعه Ùقط جمعه است با همین پایان Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ بینی...روزها قاتلمن غیر از جمعه Ú©Ù‡ خون ریز تره
ØØ§Ù„ Ùˆ روزم جمعه ها از خود جمعه غم انگیزتره
Ú©ÙˆÚ† کردی از من، قهر کردی ØØªÙ…ا
یه زمستون سردم، بگو برمیگردم
شب ها بیدارم همه شب هایی Ú©Ù‡ بی تو Ù…ÙØ±Ø¯Ù…
همه زخمایی Ú©Ù‡ همه عمرم از ÙØ±Ø§Ù‚ت خوردم
همه رو پس می گیرم نه شوخی کردم
شهرزاد قصه ها بگو برمیگردم
پریشونم پریشونم پریشون
پشیمونم پشیمونم پشیمون
نذار اینجا برگم طعمه ی زردی پاییز بشه
ÙØµÙ„ آخر بی تو قصه ای تلخ Ùˆ غم انگیز بشه
دلبر مغرورم عشق بی دردم
ای تموم قصه ها بگو برمیگردم
روزها قاتلمن غیر از جمعه که خون ریز تره
ØØ§Ù„ Ùˆ روزم جمعه ها از خود جمعه غم انگیزتره
Ú©ÙˆÚ† کردی از من، قهر کردی ØØªÙ…ا
یه زمستون سردم، بگو برمیگردم
پریشونم پریشونم پریشون
پشیمونم پشیمونم پشیمون
1396/11/06
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی