وقت Ø±ÙØªÙ†Ù‡!
به سایه سار درختی Ú©Ù‡ شنیدم "وقت Ø±ÙØªÙ†Ù‡!" نشسته ام به انتظار! Ú¯ÙØªÛŒ "وقت Ø±ÙØªÙ†Ù‡!" اما Ù†Ú¯ÙØªÛŒ Ú©Ù‡ باید برود؟! نه تو Ø±ÙØªÛŒ Ùˆ نه من. نشسته ام بدین سوی جاده Ùˆ منتظر تا ندا رسد Ùˆ بروم، شرق یا غرب؟! بالا یا پایین؟! به کدام سو؟! به زیر درخت انجیر یا درختی Ú©Ù‡ باری ندارد جز سایه ای در یک روز داغ ماه رمضان در توقÙگاهی از جاده‌ای پررهگذر Ú©Ù‡ همه Ù…ÛŒ گذرند جز من Ùˆ تو! من Ú©Ù‡ هنوز پشت به جاده ایستاده ام Ùˆ تو Ú©Ù‡ دیگر رو به جاده نشسته نیستی!دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
ØÙˆØµÙ„ه‌ی هیچ کسی رو ندارم
Ú©ÙØ± نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی Ù…ØØ§Ù„ دارم
تازه داره ØØ§Ù„یم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام!
تازه دیدم ØØ±Ù ØØ³Ø§Ø¨Øª منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش!
راه دیدم Ù†Ø±ÙØªÙ‡ بود ØŒ Ø±ÙØªÙ…Ø´
جوونه‌ی Ù†Ø´Ú©ÙØªÙ‡ رو ØŒ رستمش
ویروس Ú©Ù‡ بود ØØ§Ù„یش نبود ØŒ هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛
جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛
تو رو به خدا بود؟
اون همه Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ Ùˆ Ø§ÙØ³ÙˆÙ† ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
Ú¯ÙØªÛŒ بیا زندگی خیلی زیباست؛
دویدم !
چشم ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ÛŒ برام تا ببینم؛
که دیدم !
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی ØÛŒØ±ÙˆÙ†Ù… Ú©Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ Ú†ÛŒ بشه؟
نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟
نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من ØŒ ØÛŒØ±ÙˆÙ†Øª نبودم؟
تازه داشتم می‌Ùهمیدم Ú©Ù‡ Ùهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش ØØ±ÛŒÙ صد تا رستمه
Ú¯ÙØªÛŒ ببند چشماتو وقت Ø±ÙØªÙ†Ù‡!
انجیر می‌خواد دنیا بیاد،
آهن Ùˆ ÙØ³Ùرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
ØÙ„قه‌ای از ØÙ„قه‌ی زنجیر شدن . . .
عمو زنجیر با٠، زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم . . .
شعر از مرØÙˆÙ… ØØ³ÛŒÙ† پناهی
Ù¾.Ù†: تصویر تکراری است Ùˆ قبلا در اتاق من Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ شده است.
1396/10/24
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی