هشت سال گذشت
Ù…ØØ±Ù… غمی شورانگیز Ùˆ شع٠برانگیز در دلها Ù…ÛŒ اÙکند Ùˆ من با گذشت هر روز از آن بیشتر Ùˆ بیشتر آنرا در وجودم Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ù…ÛŒ کنم تا به روز پنجم برسم. هشت سال گذشت از پنجم Ù…ØØ±Ù… سال 88! تو Ø±ÙØªÛŒ Ùˆ هشت سال گذشت! هشت سال گذشت Ùˆ هشت سال به تو نزدیک تر شده ام شاید در Ù„ØØ¸Ù‡ چشم ÙØ±Ùˆ بستن از این دنیا یا شاید پس از آن بار دیگر به صورتم بچسبانم Ùˆ ببویم Ùˆ ببوسم دستانت را.آمدن Ùˆ Ø±ÙØªÙ† آدمها برایم عادی شده است! اما هرگز گمان نمی کردم تو هم بروی Ùˆ دنیا پس از تو چنین شود. آمدن Ùˆ Ø±ÙØªÙ† آدمها برایم عادی شده است! اما آنان Ú©Ù‡ بی Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ùظی Ù…ÛŒ روند گویا به گونه ای دگرند! Ù…ÛŒ روند Ùˆ زخمی خونریز در گوشه دلت Ù…ÛŒ گذارند Ùˆ منت Ù…ÛŒ گذارند Ú©Ù‡ زخم خونریز بهتر از دل خونریز است اما نمی گویند دل Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± زخم خونریز را Ú†Ù‡ باید کرد. بماند!
دل دنیا رو خون کردی Ú©Ù‡ این جوری تو Ø±ÙØªÛŒ
تموم دل خوشی هامو تو با Ø±ÙØªÙ† Ú¯Ø±ÙØªÛŒ
مثل ØØ³ یه عشق تازه بودی
مثل Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ بی اندازه بودی
هیچ کی برای من شبیه تو نبوده
دنیا Ú†Ù‡ بی رØÙ…ÛŒ آخه تنهایی زوده
دل دنیا رو خون کردی Ú©Ù‡ این جوری تو Ø±ÙØªÛŒ
تموم دل خوشی هامو تو با Ø±ÙØªÙ† Ú¯Ø±ÙØªÛŒ
مثل ØØ³ یه عشق تازه بودی
مثل Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ بی اندازه بودی
Ú©Ù‡ این جوری تو Ø±ÙØªÛŒ!
تموم دل خوشی هام Ùˆ تو با Ø±ÙØªÙ† Ú¯Ø±ÙØªÛŒ
من ماندم Ùˆ آوازی Ú©Ù‡ گهگاه مرا تا یک قدمی ات Ù…ÛŒ کشاند Ùˆ غرق خاطراتت Ù…ÛŒ کند با اشکی نشسته به گوشه چشم. من ماندم Ùˆ ÙØ§ØµÙ„Ù‡ ای یک قدمی با تو تا ابد، بی کشیدنت در آغوش Ùˆ بی بوسیدنت پیاپی مدهوش! من ماندم Ùˆ زندگی با تو بدون دیدن رویت! من ماندم Ùˆ تصویری از تو Ú©Ù‡ گاه بر قاب خانه نشسته است Ùˆ گاه بر سنگ سیاه چسبیده به زمین نمناک گرگان زمین Ú©Ù‡ به زیر آن نوشته اند: بزرگ بود Ùˆ از اهالی امروز بود! من ماندم Ùˆ ...
ملتمس دعا Ùˆ قرائت ÙØ§ØªØÙ‡ برای Ø±ÙˆØ Ù¾Ø¯Ø±Ù… هستم.
1396/07/04
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی