زبان دروغ می گوید
سپاس از Ø³ØØ±Ø®ÛŒØ²Ø§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ یادم Ù…ÛŒ کنند Ùˆ عطر ØØ¶ÙˆØ±Ø´Ø§Ù† اتاق من را ÙØ±Ø§ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است! چنان Ú©Ù‡ امروز ØµØ¨Ø Ø¯Ù„Ù… نمی آمد اتاق من را ترک کنم Ùˆ به زندگی روزمره بپردازم. ØØ§Ù„ Ú©Ù‡ چنین چشم به زبان من دارند، شاید بد نباشد بیشتر بخواهم.خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا
Ø¯ÙØ¹ مده Ø¯ÙØ¹ مده ای مه عیار بیا
عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر
تشنه مخمور نگر ای شه خمار بیا
پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی
بلبل سرمست تویی جانب گلزار بیا
گوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویی
یوس٠دزدیده تویی بر سر بازار بیا
از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان
بار دگر رقص کنان بی‌دل و دستار بیا
روشنی روز تویی شادی غم سوز تویی
ماه شب Ø§ÙØ±ÙˆØ² تویی ابر شکربار بیا
ای علم عالم نو پیش تو هر عقل گرو
گاه میا گاه مرو خیز به یک بار بیا
ای دل آغشته به خون چند بود شور و جنون
پخته شد انگور کنون غوره Ù…ÛŒÙØ´Ø§Ø± بیا
ای شب Ø¢Ø´ÙØªÙ‡ برو ÙˆÛŒ غم Ù†Ø§Ú¯ÙØªÙ‡ برو
ای خرد Ø®ÙØªÙ‡ برو دولت بیدار بیا
ای دل آواره بیا وی جگر پاره بیا
ور ره در بسته بود از ره دیوار بیا
ای Ù†ÙØ³ Ù†ÙˆØ Ø¨ÛŒØ§ ÙˆÛŒ هوس Ø±ÙˆØ Ø¨ÛŒØ§
مرهم Ù…Ø¬Ø±ÙˆØ Ø¨ÛŒØ§ ØµØØª بیمار بیا
ای مه Ø§ÙØ±ÙˆØ®ØªÙ‡ رو آب روان در دل جو
شادی عشاق بجو کوری اغیار بیا
بس بود ای ناطق جان چند از این Ú¯ÙØª زبان
چند زنی طبل بیان بی‌دم Ùˆ Ú¯ÙØªØ§Ø± بیا
نمی دانم قبلا در اتاق من Ú¯ÙØªÙ‡ ام یا نه; انسانها معمولا در مورد هر آنچه بیشتر ضع٠دارند، معمولا بیشتر مدعی هستند Ùˆ معمولا بیشتر از آن سخن Ù…ÛŒ رانند. بسیار تکرار Ù…ÛŒ کنم معمولا Ú©Ù‡ Ø§ØØªÛŒØ§Ø· کرده باشم Ùˆ استثنائات را در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ باشم اما نظر شخصی من آن است Ú©Ù‡ هیچ استثنائی وجود ندارد! گاه ÙØ±Ø§Ù…وش Ù…ÛŒ کنم Ùˆ خیلی از ØØ±Ùها را باور Ù…ÛŒ کنم، اما چندی نمی گذرد Ú©Ù‡ دقیقا عکس آنچه را شنیده ام Ù…ÛŒ بینم! آنچه مرا بر آن داشت Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الا برای چندمین بار از این موضوع بگویم باور جدید من است Ú©Ù‡ تاکنون گمان Ù…ÛŒ کردم برای این مطلب استثنا وجود دارد! ØØ§Ù„ Ù…ÛŒ بینم Ú©Ù‡ استثنائی نیست.
انسان وقتی Ù…ÛŒ بیند Ú©Ù‡ عمل Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ø´ گویای ØÙ‚یقتی نیست، به این نتیجه Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ از زبانش Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کند Ùˆ آن ØØ±Ù را بگوید یا بنویسد. مثلا شخصی یک عمر به شغلی اشتغال دارد Ùˆ دائم از سختی های آن شغل Ù…ÛŒ گوید. آن یکی در غربت زندگی Ù…ÛŒ کند Ùˆ در Ù…Ø¯Ø Ù‚Ø±Ø¨Øª نوØÙ‡ Ù…ÛŒ سراید! این یکی از ÙØ±Ø§Ù‚ یار Ù…ÛŒ گوید Ùˆ هنوز سر به بیابان نگذاشته! اینها دروغهای بسیار آشکار زبانند، ØØ§Ù„ آنکه گمان میبرم بقیه سخنانمان Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ پنداریم به دروغ آغشته نیستند نیز چنین اند.
با Ú©Ù…ÛŒ دقت Ù…ÛŒ توان ÛŒØ§ÙØª Ú©Ù‡ آنچه دیگران از Ø±ÙØªØ§Ø± Ùˆ کردار ما Ù…ÛŒ بینند، نیاز به Ú¯ÙØªÙ† ندارد، مگر آنکه خود Ù…ÛŒ دانیم Ú©Ù‡ آن در Ø±ÙØªØ§Ø± Ùˆ کردارمان به دست نیاید Ùˆ ناگزیر از ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ آن Ù…ÛŒ شویم. البته در نظر داشته باشید Ú©Ù‡ این Ùقره لزوما آگاهانه توسط انسانها انجام نمی شود Ùˆ اکثرا به صورت ناخودآگاه سخن Ù…ÛŒ رانیم Ú©Ù‡ با همه این Ø§ÙˆØµØ§ÙØŒ ریشه Ùˆ انگیزه ØØ±Ù زدن Ú†Ù‡ آگاهانه Ùˆ Ú†Ù‡ ناخودآگاه را توÙیری نمی بینم.
ای Ø±ÙØªÙ‡ تا دور دستان،
آنجا بگو تا كدامين ستاره ا‌ست
روشنترين همنشين شب غربت تو؟
ای همنشين قديم شب غربت من!
1396/06/27
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی