بی تابانه
شب از نیمه گذشته است Ùˆ من در سیاهی دود بعد از نیمه شب، موجهای رسیده به ساØÙ„ را Ù…ÛŒ شمارم. صدای بی تابانه علی زندوکیلی اÙکارم را با خود همراه Ù…ÛŒ کند Ùˆ شمردن را ÙØ±Ø§Ù…وش Ù…ÛŒ کنم. عدد معنی خود را از دست Ù…ÛŒ دهد Ùˆ موجهای علی الدوام زندگی به سینه ساØÙ„ Ù…ÛŒ خوابند.هوای ØØ§Ù„ من غم داره، سرده
ولی از ابر و بارون خزون نیست
زمستون داره تو Ù„ØÙ† تو انگار
که ابرش تو هزار تا آسمون نیست
هوام دلگیر، Ù†ÙØ³ هام سرد، دلم خون
یه عالم درد و دل دارم تو سینه
شب تار و غم یار و دل زار
هوای بی می و ساقی همینه!
چه بی تابانه بی تاب تب تو
Ú†ÛŒ بی رØÙ…انه بی رØÙ…ÛŒ تو بیرØÙ…
چه بی اندازه میخوام که تو باشی
چه با انگیزه میخونی که میرم
من و سازم، من و سوزم، من و آه
تو و جام پر از می که شکستی
من Ùˆ ØØ§Ù„ خراب Ùˆ این شراب Ùˆ
تو و باده، من و عادت به مستی
من اینجا دلخوشی ام Ø±ÙØªÙ‡ به باد Ùˆ
تو موهات غرق رقصه روی این باد
سکوت شب کنار تو یه ØØ±Ù Ù‡
سکوت تو Ú†Ù‡ Ø§ØØ³Ø§Ø³ÛŒ به شب داد
چه بی تابانه بی تاب تب تو
Ú†ÛŒ بی رØÙ…انه بی رØÙ…ÛŒ تو بیرØÙ…
چه بی اندازه میخوام که تو باشی
چه با انگیزه میخونی که میرم
من و سازم، من و سوزم، من و آه
تو و جام پر از می که شکستی
من Ùˆ ØØ§Ù„ خراب Ùˆ این شراب Ùˆ
تو و باده، من و عادت به مستی
دست نوازش خورشید صبØÚ¯Ø§Ù‡ÛŒ مرا به دنیای اعداد Ù…ÛŒ خواند.
1395/10/08
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی