زل٠دوتا
Ú†Ù‡ زود گذشت روز وصل دوستداران، Ú†Ù‡ زود گذشت آن روزگاران، روزگاران! Ú†Ù‡ شربتها Ú©Ù‡ از لب لعلشان نچشیدیم Ùˆ Ú†Ù‡ ساغرها Ú©Ù‡ ز دست ساقی مجلس نستاندیم؟! دلتنگشانم چنان Ú©Ù‡ یوس٠پیر کنعان را Ùˆ بیصبرشانم چنان Ú©Ù‡ علی Ù…ØØ±Ø§Ø¨ را. هوایم بس ناجوانمردانه سرد Ùˆ پای Ø±ÙØªÙ†Ù… بس گرم Ú©Ù‡ شاید هر بامداد به آنان نزدیک تر Ù…ÛŒ شوم نه دورتر.بود آیا Ú©Ù‡ در میکده‌ها بگشایند
گره از کار ÙØ±ÙˆØ¨Ø³ØªÙ‡ ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به ØµÙØ§ÛŒ دل رندان صبوØÛŒ زدگان
بس در بسته به Ù…ÙØªØ§Ø دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید
تا همه مغبچگان زل٠دوتا بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب
تا ØØ±ÛŒÙان همه خون از مژه‌ها بگشایند
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
ØØ§Ùظ این خرقه Ú©Ù‡ داری تو ببینی ÙØ±Ø¯Ø§
که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند
Ú†Ù‡ ساده بودم Ú©Ù‡ با نمره ای بر کاغذم Ùˆ لبخندی بر لبانشان پنداشتم Ú©Ù‡ Ùقط گیسوی درازشان را Ú©Ù… دارم Ùˆ Ø§ÙØ³ÙˆØ³ Ú†Ù‡ دیر Ùهمیدم ...
1395/09/10
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی