طلوع دوباره
گویند آنگاه Ú©Ù‡ ØØ¶Ø±Øª شمس، مولانا جلال الدین Ù…ØÙ…د بلخی ملقب به رومی را به خود وانهاد Ùˆ عزم Ø³ÙØ± کرد تا شام، اندی نگذشت تا سلطان ولد به همراه بیست سوار در Ù¾ÛŒ اش Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ او را باشکوه به قونیه باز گرداندند. دیر زمانی نگذشت Ú©Ù‡ متعلقات رومی نه خودش چنان عرصه را بر شمس تنگ کردند Ú©Ù‡ این بار Ø±ÙØª تا ناکجا Ùˆ هنوز Ú©Ù‡ هنوز است کسی او را Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است. ØØ¯Ø³ Ùˆ گمانی مانده است Ùˆ مقبره ای در خوی Ú©Ù‡ گویند آنجا آرمیده است.سوالاتی است بی پاسخ Ú©Ù‡ شاید پاسخ بدانید. روا نیست از میزبان خود دریغ ÙØ±Ù…ایید:
1- رومی که از قید دنیای پیشینش رهیده بود، چگونه بود که هنوز دنیای پیشینش او را رها نمی کرد؟ آیا متعلقات انسان توسط خود او شکل می گیرند یا این متعلقاتند که ما را شکل می دهند و تصمیم رهایی و جدایی با آنانست نه ما؟!
2- آیا شمس خود جزء متعلقات رومی نبود؟! یعنی Ú†Ù‡ ØªÙØ§ÙˆØª بین رومی وابسته به درس Ùˆ Ø¨ØØ« Ùˆ کرسی بالا در مجلس Ùˆ رومی وابسته به شمس Ú©Ù‡ دوری اش چنین بی تابش گرداند؟!
3- در دنیای کاسبکاران Ú©Ù‡ همه چیز Ùˆ همه کس را به سود Ùˆ زیانش وزن Ù…ÛŒ کنند، آیا Ù…ÛŒ توان Ø±ÙØª Ùˆ آمد شمس را به آمد Ùˆ شد سوداگران نسبت داد؟ عجب!
4- شمس Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ دانست رومی است Ùˆ قونیه! چرا بازگشت تا پس از چندی چنین رهایش کند؟! Ø±ÙØªÙ† به بار اول Ù…ÛŒ تواند نامیدانه باشد برای رومی به بازگشت. اما Ø±ÙØªÙ†ÛŒ Ú©Ù‡ با بازگشت همراه شده است در بار دوم بسیار امیدوارانه است به بازگشت! آیا سهم رومی جدایی از شمس بود با امید قاطعانه به بازگشت؟ آنهم تا پایان سوی چشمانش بدون بازگشت؟!
شمس است Ùˆ ترک هر روزمان در پایان روزهای روشن Ùˆ طلوعی دل انگیز Ùˆ امیدبخش در Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡Ø§Ù† ÙØ±Ø¯Ø§! امان از شمسی Ú©Ù‡ عادتمان داده به غروب Ùˆ طلوع هر روزه Ùˆ روزی Ùقط غروب Ù…ÛŒ کند!
1395/03/06
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی