جانب ØØ±Ù…ت
چندی پیش دوستی Ù…ÛŒ نالید از نگاه ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø´ Ú©Ù‡ نگاه کاسبکارانه به او دارد Ùˆ اگر او را به خرید Ùˆ نویدی بنوازد او را گرامی Ù…ÛŒ دارد Ùˆ غیر آن صورت Ù…ÛŒ آزارد. دیر زمانی پیش تر دوستی دگر Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ همه آنان Ú©Ù‡ در بر Ùˆ روی مایند چنیند. از آنروز تا به این ØØ§Ù„ هر آنچه پیش آمد Ùˆ خواست مرا مواÙÙ‚ ایشان گرداند، پشت دستی ØÙˆØ§Ù„Ù‡ اش کردم Ùˆ نگاه داشتم ذهنم را زین ØØ¯ÛŒØ« Ú©Ù‡ مبادا پذیرش این داستان مرا نیز بازیگر آن نمایشنامه کند.ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه می پنداشتیم
تا درخت دوستی بر کی دهد
ØØ§Ù„یا Ø±ÙØªÛŒÙ… Ùˆ تخمی کاشتیم
Ú¯ÙØª Ùˆ Ú¯Ùˆ آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت ÙØ±ÛŒØ¨ جنگ داشت
ما غلط کردیم Ùˆ ØµÙ„Ø Ø§Ù†Ú¯Ø§Ø´ØªÛŒÙ…
گلبن ØØ³Ù†Øª نه خود شد Ø¯Ù„ÙØ±ÙˆØ²
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته‌ها Ø±ÙØª Ùˆ شکایت کس نکرد
جانب ØØ±Ù…ت ÙØ±ÙˆÙ†Ú¯Ø°Ø§Ø´ØªÛŒÙ…
Ú¯ÙØª خود دادی به ما دل ØØ§Ùظا
ما Ù…ØØµÙ„ بر کسی نگماشتیم
به گمانم چندی پیش از این شعر ØØ§Ùظ در اتاق من Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ نمودم. از اینرو غزلی دیگر نیز از ØØ¶Ø±Øª ایشان پیشکش میهمانانم Ù…ÛŒ نمایم Ú©Ù‡ هر مصرع Ùˆ بیت آن عظمتی از ØÙ‚یقت را در بر دارد Ú©Ù‡ آسمان بار آن نتواند به دوش کشید.
باغبان گر پنج روزی ØµØØ¨Øª Ú¯Ù„ بایدش
بر Ø¬ÙØ§ÛŒ خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند Ø²Ù„ÙØ´ از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام Ø§ÙØªØ¯ تØÙ…Ù„ بایدش
رند عالم سوز را با Ù…ØµÙ„ØØª بینی Ú†Ù‡ کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش
تکیه بر تقوی Ùˆ دانش در طریقت Ú©Ø§ÙØ±ÛŒØ³Øª
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چنین زل٠و رخش بادا نظربازی ØØ±Ø§Ù…
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان Ø§ÙØªØ¯ تسلسل بایدش
کیست ØØ§Ùظ تا ننوشد باده بی آواز رود
عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش
Ú©Ù…ÛŒ دلتنگی کاÙÛŒ است. پذیرش این منش هرگز!
1395/02/22
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی