Ùیتیله ÙØ¹Ù„ا تعطیله
در خبرها آمد Ú©Ù‡ Ùیتیله ای ها در یک برنامه تلویزیونی به آذری ها توهین کرده اند Ùˆ توبیخ Ùˆ برکناری بعضی مسئولین Ùˆ تعطیلی Ùیتیله Ú©Ù‡ از قدیمها Ùیتلیه را با تعطیله آنقدر کنار هم آوردیم تا Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ø§ÙØªØ§Ø¯.به خاطر آوردم روزگار غربت را Ú©Ù‡ Ùیتیله ای ها را در کنار عمو قناد در یک برنامه شاد Ùˆ بینظیر برای اولین بار دیدم Ùˆ دیدم Ú©Ù‡ چگونه ØªØØ³ÛŒÙ† همه را بر انگیخته اند. دیدن موسیقی شاد از سه هنرمند توانا در یک برنامه زنده تلویزیونی آن هم در کنار مرد تلویزیونی روزهای از مدرسه تا مدرسه واقعا جالب بود Ùˆ لذت بخش.
دیری نپایید Ú©Ù‡ ÙØªÛŒÙ„یه ای ها با نامشان Ú©Ù‡ ØØ§Ù„ا بر بام رسانه های تصویری به اهتزاز درآمده بود مرد روزهای از مدرسه تا مدرسه را تنها گذاشتند Ùˆ با ساختن Ùیلمی مستند خواستند به مخاطبان خود نشان دهند Ú©Ù‡ خود سابقه ای دیرین دارند Ùˆ عمو قناد روزهای از مدرسه تا مدرسه نقطه شروع Ùˆ پرورش Ùˆ بالندگی آنها نبوده است. ظاهرا در آن روزگاران تاختن بر پیران قوم Ùˆ بانگ انا الØÙ‚ زدن رسم بوده است Ùˆ ØÚ©Ø§ÛŒØª جیک جیک مستان در تابستان بوده است Ùˆ بی خبری از اØÙˆØ§Ù„ زمستان!
باز هم دیری نپایید تا رسیدیم به زمان ØØ§Ø¶Ø± Ùˆ Ø±ÙØª بر آنان آنچه را Ú©Ù‡ دیدید Ùˆ شنیدید. از اعتراضات Ùˆ ØªØØµÙ†Ù‡Ø§ در شهرهای تبریز Ùˆ ارومیه تا عذر خواهی های پشت سر هم از سوی Ùیتیله ای ها Ùˆ Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ نشدن آن عذرآوری ها از سوی هموطنان آذری مان. گاه باید به پشت سر نگاه کرد Ùˆ علت را در امروزمان نجوییم. علت این لغزش در آن روزی نمایان است Ú©Ù‡ بزرگان Ùˆ معلمان Ùˆ پیران را پشت سر Ù…ÛŒ گذاریم Ùˆ در میدان رقابت با او Ù…ÛŒ Ø§ÙØªÛŒÙ… Ùˆ Ú†Ù‡ مقتدرانه Ú¯ÙˆÛŒ سبقت از آنان Ù…ÛŒ رباییم! غاÙÙ„ از آنکه اگر امروز عمو قنادی گوشه صØÙ†Ù‡ تئاتر زندگی مان نشسته بود امکان نداشت چنین پایمان بلغزد Ùˆ این چنین تشت رسوائیمان از بام بر زمین Ø§ÙØªØ¯.
ای ضیاء الØÙ‚ ØØ³Ø§Ù… الدین بگیر
یک دو کاغذ بر ÙØ²Ø§ در وص٠پیر
گرچه جسم نازکت را زور نیست
لیک بی خورشید ما را نور نیست
گرچه Ù…ØµØ¨Ø§Ø Ùˆ زجاجه گشته‌ای
لیک سرخیل دلی سررشته‌ای
چون سر رشته به دست و کام تست
درهای عقد دل ز انعام تست
بر نویس اØÙˆØ§Ù„ پیر راه‌دان
پیر را بگزین و عین راه دان
پیر تابستان و خلقان تیر ماه
خلق مانند شبند و پیر ماه
کرده‌ام بخت جوان را نام پیر
Ú©Ùˆ ز ØÙ‚ پیرست نه از ایام پیر
او چنان پیرست کش آغاز نیست
با چنان در یتیم انباز نیست
خود قوی‌تر می‌شود خمر کهن
خاصه آن خمری که باشد من لدن
پیر را بگزین Ú©Ù‡ بی پیر این Ø³ÙØ±
هست بس پر Ø¢ÙØª Ùˆ خو٠و خطر
آن رهی Ú©Ù‡ بارها تو Ø±ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒ
بی قلاوز اندر آن Ø¢Ø´ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒ
پس رهی را که ندیدستی تو هیچ
هین مرو تنها ز رهبر سر مپیچ
گر نباشد سایهٔ او بر تو گول
پس ترا سرگشته دارد بانگ غول
غولت از ره اÙکند اندر گزند
از تو داهی‌تر درین ره بس بدند
از نبی بشنو ضلال ره‌روان
که چه شان کرد آن بلیس بدروان
صد هزاران ساله راه از جاده دور
بردشان و کردشان ادبیر و عور
استخوانهاشان ببین و مویشان
عبرتی گیر و مران خر سویشان
گردن خر گیر و سوی راه کش
سوی ره‌بانان و ره‌دانان خوش
هین مهل خر را و دست از وی مدار
زانک عشق اوست سوی سبزه‌زار
گر یکی دم تو به غÙلت وا هلیش
او رود ÙØ±Ø³Ù†Ú¯Ù‡Ø§ سوی ØØ´ÛŒØ´
دشمن راهست خر مست علÙ
ای Ú©Ù‡ بس خر بنده را کرد او تلÙ
گر ندانی ره هر آنچ خر بخواست
عکس آن کن خود بود آن راه راست
شاوروهن Ùˆ آنگه خالÙوا
ان من لم یعصهن تالÙ
با هوا و آرزو کم باش دوست
چون یضلک عن سبیل الله اوست
این هوا را نشکند اندر جهان
هیچ چیزی همچو سایهٔ همرهان
صد ØÛŒÙ Ú©Ù‡ گاه ما پیران راهمان را پشت سر ÙØ±Ø§Ù…وش نمی کنیم Ùˆ این آنانند Ú©Ù‡ ما را رها Ù…ÛŒ کنند Ùˆ چشمانشان را آرام بر باغ گلهای زندگیمان Ù…ÛŒ بندند Ùˆ آرام به خواب آرام ابدی Ù…ÛŒ روند.
آرزوی آرامش Ùˆ برخورداری از رØÙ…ت بیکران الهی برای استاد گرانقدرم مرØÙˆÙ… کارولوکس Ú©Ù‡ چند سالی است چشمان پرانتظار دانش پژوهان Ùˆ دانشجویان ایرانی را تنها رها کرده است دارم.
1394/08/20
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی