رندان راه - کلام سی و دوم: اراده
خسته امآنقدر خسته که خوابم می آید!
نه جای اندیشه دارم،
نه نای Ú¯ÙØªÙ†ÛŒØŒ
Ùˆ نه پای Ø±ÙØªÙ†ÛŒ!
به راه تو سپرده ام خود را
بر این رود روان من خوابم
چشمانم بسته
جسمم خسته
Ùˆ Ùکرم خالی!
آنانکه آسوده می پندارند ما را
بر ساØÙ„ بیدارند
بر ساØÙ„ پرکارند
Ùˆ بر ساØÙ„ نگرانند.
مگر نه آنکه آنان بیدار و پرکار و نگرانند تا آسوده شوند!
راه همیشه در پیش است
و همه رهرویم
ما که می دانیم
و آنانکه نمیدانند.
ما که بی عملیم
و آنانکه دغدغه دارند.
ما که خوابیم
و آنانکه بیدارند.
همه رهرویم! آسوده ماییم یا آنان؟!
آسوده ترین، پر است از نگرانیها
و پردغدغه ترین، خالی است از نگرانیهای راه!
1393/11/13
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی