• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

رندان راه - کلام بیست و دوم: همراه

تو را چه بنامم که چون خواهری مهربان
تو را چه بنامم که چون دوستی هم پیمان
هر لحظه ام تنها نمی گذاری
هر جا مرا بی تو راهی نیست
تو از منی و همراه من
تو خود منی و در درونم
گاه گویند بر پیشانیم نوشته اند ترا
گاه گویند اندر دل و جانی
گاه گویند که تو ورد زبانی

هر چه هستی گاه می اندیشی با من به جای من
هر چه هستی گاه می گویی با من به جای من
گاه تو آن منی که من تو را هنوز بیگانه ام
گاه تو آن منی که من تو را هنوز نیافته ام

تنهایم مگذار که تو راه را بهتر از من میدانی
چرا که تو پرواز میدانی و من در بند پرهایم
چرا که تو می اندیشی و من در بند گفتارم
چرا که تو راه رندان می دانی و من در بند سلطانم
تو را چه بنامم که چون خواهری مهربان!

1393/10/13

تعداد بازدید:1697
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.