رندان راه - کلام بیست و دوم: همراه
تو را چه بنامم که چون خواهری مهربانتو را چه بنامم که چون دوستی هم پیمان
هر Ù„ØØ¸Ù‡ ام تنها نمی گذاری
هر جا مرا بی تو راهی نیست
تو از منی و همراه من
تو خود منی و در درونم
گاه گویند بر پیشانیم نوشته اند ترا
گاه گویند اندر دل و جانی
گاه گویند که تو ورد زبانی
هر چه هستی گاه می اندیشی با من به جای من
هر چه هستی گاه می گویی با من به جای من
گاه تو آن منی که من تو را هنوز بیگانه ام
گاه تو آن منی Ú©Ù‡ من تو را هنوز Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ‡ ام
تنهایم مگذار که تو راه را بهتر از من میدانی
چرا که تو پرواز میدانی و من در بند پرهایم
چرا Ú©Ù‡ تو Ù…ÛŒ اندیشی Ùˆ من در بند Ú¯ÙØªØ§Ø±Ù…
چرا که تو راه رندان می دانی و من در بند سلطانم
تو را چه بنامم که چون خواهری مهربان!
1393/10/13
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی