رندان راه - کلام شانزدهم: لوجم
گاه میبینی،اما تار و مبهم!
چشمت را ببند
و در هزارتوی تاریکی ها،
به دنبال راهی باش!
شاید که ذهنت ترا هدایت کند
گاه میشنوی،
اما Ø®Ùی٠و نا آشنا!
گوشت را ببند
و به صدای قلبت گوش کن
گاه هیچ صدایی نمی آید
ØØªÛŒ کورسوی امیدی نیست
نشانه ها و خطها بسیارند
که رندان راه و آگاهان به سر و راز هستی دست در آن برده اند
و گاه قطره ای یا جامی از سرچشمه هستی برداشته اند
چشم Ùˆ گوش Ùˆ هر ØØ³ Ùˆ درکی را لب طاقچه ابلهان بگذار
خود را در جریان Ùˆ ØØ±Ú©ØªÛŒ بگذار Ú©Ù‡ سراسیمه Ùˆ پایدار از Ø§Ø·Ø±Ø§ÙØª Ù…ÛŒ گذرد
توکل را ÙØ±Ø§Ù…وش نکن،
توسل را هم!
خود را بسپار به راه
شاید که نشان دهد به انگشت اشارت راهی که روشن است
Ùˆ Ú†Ù‡ نیک Ù…ÛŒ توان به راهی Ø±ÙØª Ú©Ù‡ خود راه راهنمای آن باشد.
1393/09/25
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی