• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

رندان راه - کلام پانزدهم: گل

خورشید برآمد
و راهبری بزرگ اسب خود را زین کرد
تمام هستی را پشت سر خود دید
و تمام نیستی را در مقابل
آنان که در پشت، چنان دیدند
و آنان که در مقابل جز زر نمی دیدند و زور و گاه تزویر

خورشید آسمان را نصف کرد
هستان پشت سر دگر نیستند
چرا که از هستی پر شدند و به نیستی رسیدند
نیستان روبرو مانده اند و گمان میبرند که هستند

همه نیستان گمان بر هستی می کنند
همه شکست خوردگان احساس پیروزی دارند
آنگاه که پیروز شدگان نیستند تا احساس کنند پیروزیشان را

بازی تماشا دارد
و گاه آنقدر تماشایی است این بازی که روایتش را آن اسب به دوش می کشد
و شاید پیراهنی کهنه
یا زنی به بزرگی تاریخ
و کوچکی یک اسیر،
این بازی را نام هستی و نیستی است،
گل یا پوچ!

1393/09/22

تعداد بازدید:1698
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.