رندان راه - کلام سیزدهم: ØØ¬Ø§Ø¨
از او پر خواستمتا داد برخاستم
دیدم پایم بدان بند است
بالا نشستن
در بند
بزرگ شدن در بند
اول شدن در بند
شهرت در بند
ثروت در بند
در راه رندان گام برداشتم
بالا نشینی در پایین ترین ماوا
بزرگی در نهایت کوچکی
اول شدن در انتهای صÙ
اوج شهرت در قهقرای عزلت
و بی انتهای ثروت در انتهای قناعت
بی بند، بی پرده، بی Ù‚ÙÙ„ Ùˆ بیم
ØØ§Ù„ بنشین تا در چشمان تو ببینم
آنچه Ú©Ù‡ دیگران را مشغول زلÙکانت کرد تا نیابند
بنشین با گام اول، تا آخر راه را ببینم و آغاز کنم آنرا
راهی که آغاز کردنش مهم است و بی انتهاست
بودن در راه اهمیت دارد نه مقصد
چرا که هر نقطه از راه آغازی است درست در انتهای راه
مبدا و مقصد در این راه یکی است
چه جای پابندی؟ دلبستگی؟ خستگی؟
چرا که پابستگان راه نمی دانند
چرا Ú©Ù‡ چشمان اسیر ØØ¬Ø§Ø¨ نور نمی بینند
چرا Ú©Ù‡ آسایندگان در پناه Ù‚Ùلها آرامش نمی شناسند
Ø²Ù„ÙØ§Ù† سیاه ØØ¬Ø§Ø¨ چشمان تو اند
1393/09/16
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی