عرشیان٠در زمین گمنام
خداگونه اند گمنامان،چه آنکه خدا نیز نامیدنی نیست
و آنان نزدیکترین کسان اند به نام و نشان
به او که هیچ نامی نیست او را جز هو
گمنامی بالاترین نام است
نه به خواندن و نگاشتن
نه به پنداشتن و انگاشتن
گمنامی از آن رو که نیست هیچ نامی،
هست همان نامی که او نامد
و آن چه نامی است بالاتر از نامی
که او نامیده باشد؟!
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمی‌دانیم
چون دلارام می‌زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دیگران در هوای ØµØØ¨Øª یار
زر ÙØ´Ø§Ù†Ù†Ø¯ Ùˆ ما سر Ø§ÙØ´Ø§Ù†ÛŒÙ…
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص می‌نگری
ما در آثار صنع ØÛŒØ±Ø§Ù†ÛŒÙ…
هر Ú†Ù‡ Ú¯ÙØªÛŒÙ… جز ØÚ©Ø§ÛŒØª دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود ØµØØ¨Øª یار
همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان Ú¯ÙØª
ترک یار عزیز نتوانیم
Ú†Ù‡ Ú©ÙˆÚ†Ú© اند آنان Ú©Ù‡ چون من نام دارند Ùˆ Ú†Ù‡ Ú©ÙˆÚ†Ú© است آن نام Ú©Ù‡ با دکتر، مهندس، ØØ§Ø¬ÛŒØŒ سرهنگ، سردار، آقا یا خانم بزرگ Ù…ÛŒ شود. Ú†Ù‡ بزرگند آنانی Ú©Ù‡ هیچ نامی نمی توان بر آنان نهاد Ú©Ù‡ بزرگتر از هر نام Ùˆ عنوانند.
1393/02/15
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی